X
تبلیغات
aghajani56

aghajani56

جامعه شناسی

تحقیق در مورد حجاب و جامعه

تحقیق در مورد حجاب و جامعه

مقدمه:

             حجاب ، شاني از شئون انسان است وپديده اي است كه تقريبا"به اندازه طول تاريخ بشر سابقه وبقدر پهنه جغرافياي امروزي ، گسترش وتنوع دارد .

اين پديده با  خصوصيات فردي واجتماعي انسان در ارتباط است و لذا ميتوان آنرا از ديدگاههاي مختلفي از قبيل فرهنگي ، اخلاقي ، جامعه شناسي ، مذهب و قانون مورد مطالعه قرار داد.

سلامت انسان و توسعه اجتماعي رابطه اي جدائي ناپذير دارند وسلامت انسان نعمتي است كه از مجموعه عوامل زيستي ، رواني و اجتماعي و حيات معنوي او تاثير مي گيرد.

جهان در قرن بيستم و بخصوص بدنبال دو جنگ ويرانگر بين المللي تغييرات زيادي را تجربه كرده است . انقلاب صنعتي ، پيشرفت فناوري تغييرات كمي و كيفي در نحوه زندگي انسانها ، ارزشها و نگرشهاي آدميان را نيز دگرگون ساخته است ، بسياري از نهادهاي اجتماعي تضعيف گرديده اند و روابط بين فردي و تعامل آدميان با يكديگر نيز تغييرات كمي و كييفي زيادي را تجربه كرده است. يكي از نهادهاي اساسي كه تغييرات زيادي را متحمل شده ، نهاد خانواده است . در گذشته اي نه چندان دور ، نهادهايي مانند خانواده گسترده ، خويشاوندان قوميت ونژاد ، مذهب و فرهنگ را احاطه كرده واو را تحت حمايت خود قرار ميدادند و بنابر اين نوجوانان و جوانان زمان طولاني را صرف كسب استقلال نكرده و به سرعت از بحران هويت گذر ميكردند وبراي گذر از بحران ، از حمايت بيدريغ تمامي افراد خانواده نيز بر خوردار بودند.

با كوچكتر شدن خانواده هاي گسترده و تبديل آن به خانواده زن و شوهري يا خانواده هسته اي تغييرات زيادي در اهميت و كاركرد نهاد خانواده نيز آشكار گشت ، مها جرت و شهر نشيني و گستردگي زندگي شهري ، ميزان حضور والدين در خانواده را كاهش داده و نحوه تعامل آنان را با ساير اعضاء خانواد ه بخصوص جوانان تغيير داده است حلقه روابط اجتماعي روز بروز نا پايدارتر واستمرار روابط انساني بين افراد مختلف از جمله افراد خانواده ضعيف تر گرديد و نوعي بي تفاوتي اخلاقي نسبت به يكديگر در بعضي از افراد شكل گرفته است خانواده هاي امروز نسبت به خانواده هاي گسترده با مشكلات بيشتري روبرو هستند و حل اين مشكلات توان بيشتري رااز والدين طلب ميكند واين در شرايطي است كه تغييرات زيادي در تعريف كاركردهاي خنواده نيز صورت گرفته است . در بسياري از كشورهاي آفريقايي ، آسياي مركزي ، آمريكاي جنوبي ، خاور ميانه و نيز ايران توسعه شهر نشيني به شدت در حال گسترش است و به دنبال آن تعداد بزهكاران اجتماعي رو به فزوني نهاده است.

تحولات نظام سياسي ايران در ساليان اخير ،همراه با تغييرو تحول در ساختار طبقاتي جامعه موجب افزايش اختلاف طبقاتي ، ورشد اقشار كم در آمد گشته است . تعدادي از مردم از دريافت خدمات حمايتي ، آموزشي و بهداشتي مناسب محروم مانده اند و جوانان و نو جوانان در اين ميان نخستين گروهي هستند كه بشدت تحت تاثير اين محروميتها قرار گرفته اند . رشد غير متعادل جمعيت در طول ساليان نخستين انقلاب و مشكلات ناشي از جنگ براي گروهي عظيم از جوانان اين ارمغان را به همراه آورد كه براي تامين زندگي واستفاده از مزاياي شهر نشيني به شهرها روي آور شدند ، با توجه به هرم سني جمعيت ايران ونرخ رشد آن ،اگر براي مشكل جوانان (دختر وپسر)چاره انديشي نشود بزودي تبديل به يك معضل انساني _ اجتماعي خواهد گرديد . زيرا با توجه به اينكه جرم بيشترين قربانيان خودرا از ميان اقشار آسيب پذير مي گزيند، انتظار افزايش جرم وبزه بدنبال افزايش آماري جوانان بزهكار امري اجتناب ناپذير بنظر ميرسد. بنابراين بنظر ميرسد عوامل بوجود آورنده بزهكاري در جوانان ويا بطور كل در سطح اجتماع از جمله معضل بد حجابي را بايد هم در سطح كلان و هم در سطح خرد جستجو نمود . سطح كلان آن مربوط به نابرابريها و تضادهاي اجتماعي و رو به گسترش جامعه امروز ايران است كه اختلاف طبقاتي را بشدت دامن زده است و سطح خود آن مربوط به تغيير ساختار و بهسازي رواني محيط خانواده هاست كه آسيبهاي روني و اجتماعي زيادي آنان را تهديد مي كند.

عدم طرح و تبيين درست و جذاب الگوها و اسوه هاي ديني از طرف دولتمردان و سياستهاي فرهنگي كشور در طول بعد از انقلاب ،متناسب با مقتضيات و تحول نيازهاي نسل حاضر ، الگو پذيري تعدادي از جوانان و نو جوانان از ماهواره ها ، اينتر نت ، فيلمها ،هنر پيشه ها خواننده ها و ورزشكاران باعث گرديده كه نحوه رفتار و حضور جوانان در جامعه به شكل تقليد از پوشش ،گفتار و آرايش آنان باشد . متاسفانه در اين بين بايد ضعف و عمق نداشتن باورها و اعتقادات ديني در خانواده را بدان اضافه نمود كه باعث ميگردد جهان بيني توحيدي و اعتقادات مذهبي در بين فرزندان باعث عدم پيروي و همانند سازي فرزندان با برخي از والدين ديندار گردد.

تعاريف واصطلاحات:

حجاب :حجاب در لغت به معناي حايل شدن ، پوشاندن ، مانع شدن است.الحجاب مفرد كلمة حجب به معناي :پرده ،پوشش ، لباس ، پارچه ، و هر چيزي كه چيز ديگري را بپوشاند يا هر مانع و حايل و فاصله ميان دو يا چند چيز.

اجتماع :گروهي وسيع شامل سازمانهاي متعدد و مركب از كثيري زن ومردوكودك كه طي زمان درازي از اتكاي متقابل و نظم گروهي بهره مند باشند، جامعه (سوسايتي)خوانده ميشودوجامعه اي كه وابسته محلي معين و از جامعه هاي ديگر كم و بيش بي نياز باشد اجتماع(كاميو نتي) ناميده ميشود.

فرهنگ:همه يافته هاي بشر را فرهنگ گويند.

نهاد:نهاد عبارت از بخش نا خود آگاه هر فرد.

هنجار:(استاندارد شرايط)همان رعايت كردن رفتارهاي مورد قبول جامعه است.

انحراف :يعني دوري جستن از هنجارها و زماني اتفاق مي افتد كه فرد يا گروهي معيارهاي جامعه را رعايت نكنند . انحراف همان رفتار منفي است.

تاريخچه حجاب :

استاد مطهري در كتاب مسئله حجاب اشاره مي كنند در ايران باستان در ميان قوم يهود و احتمالا"در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سختتر بوده است. اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته و بوسيله اسلام در عرب پيدا شده است.

ويل دورانت درصفحه30جلد 12 تاريخ تمدن راجع به قوم يهود و تلمود مي نويسد: (( اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت چنانكه قبلا" بي آنكه چيزي بر سر داشت به ميان مردم مي رفت يا در شارع عام نخ مي رشت يا با هر سخني از مردان درد و دل مي كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه اش تكلم مي نمود همسايگانش مي توانستند سخنان او را بشنوند در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد))اگر عقيده بر اين باشد كه حجاب رايج ميان مسلمانان عادتي است كه از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرده باز هم سخن نا درستي است ،زيرا قبل از اينكه ايرانيان مسلمان شوند آيات موصوف به حجاب نازل شده بود.

كنت گوببنو در كتاب سه سال در ايران معتقد است كه حجاب شديد دوره ساساني در دوره اسلام ميان ايرانيان باقي ماند ،او معتقد است كه آنچه در ايران ساساني بوده است تنها پوشيدگي زن نبوده است بلكه مخفي نگه داشتن زن بوده است . به هر حال آنچه مسلم است اين است كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است .

 

علت پيدايش حجاب:

مخالفان حجاب سعي كرده اند جريانات ظا لما نه اي را به عنوان علت پيدايش حجاب ذكر كنند ، و در اين جهت ميان حجاب اسلامي و غير اسلامي فرق نمي گذارند و نيز وانمود مي كنند كه حجاب اسلامي از همين جريانات ظالمانه سر چشمه مي گيرد.

در باب علت پيدايش حجاب نظريات گوناگوني ابراز شده است و غالبا" اين علتها براي ظالمانه يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است .كه در اينجا به مجموع آنها اشاره مي شود.نظرياتي كه بدست آوردهايم بعضي فلسفي ،بعضي اجتماعي ،بعضي اخلاقي و بعضي اقتصادي وبعضي رواني است كه ذيلا" ذكر مي شود:

 

1-ميل به رياضت و رهبانيت(ريشه فلسفي ):

ارتباط مسئله پوشش يا فلسفه رياضت و رهبانيت از اين جهت است كه چون زن بزرگترين موضوع خوشي و كامراني بشر است ، اگر زن ومرد معاشر و محشور با يكديگر باشند ، خواه نا خواه دنبال لذت جويي و كاميابي مي روند پيروان فلسفه رهبانيت وترك لذت براي اينكه محيط  را كاملا" باز دهد ورياضت  سازگار كننده بينزن ومرد حريم قائل شده پوشش را وضع كرده اند.

2-عدم امنيت وعدالت اجتماعي:

ريشه ديگري كه براي بوجود آمدن پوشش ذكر كرده اند نا امني است. در زمانهاي قديم هر كسي زن زيبائي داشت ناچار بود او را از ديد زور مندان مخفي نگه دارد  زيرا اگر آنها اطلاع پيدا مي كردند او ديگر مالك زن خود نبود . ايران  دوره ساساني ناظر جنايتها و فجايع عجيبي دراين زمينه بوده است شاهزادگان وموبدان وكدخداها واربابها هر گاه از وجودزن زيبايي در يك خانه مطلع مي شدند به آن خانه مي ريختند و زن را از خانه شوهرش بيرون ميكشيدند در آن موقع سخن از پوشش وحجاب نبود.

3-پدر شاهي وتسلط مرد بر زن واستثمار نيروي وي در جهت منافع اقتصادي فرد

4-حسادت وخودخواهي مرد

5-عادت زنانگي زن واحساس او به اينكه در خلقت از مرد چيزي كم دارد.

 

آثار و فوائد حجاب :

1-  حرمت بخشيدن به زن :

زن مسلمان ،تجسم حرمت و عفت در جامعه است ، حفظ پوشش به نوعي احترام گذاردن به زن و محفوظ نگه داشتن وي از نگاه هاي شهواني و حيواني است .

2- مبارزه با نفس:

ميل به خود نمايي و جلوه گري به مصالحي در سرشت زن ،نهفته است كه بايد در مسير درست و هدفي والا بكار گرفته شود . بي گمان اين گرايش در وجود زن اگر همچون ساير ميلها به درستي بكار گرفته شود ، ثمرات مطلوبي خواهد داشت و در جهت كمال او كار آمد خواهد بود و در مسير فراهم آوردن محيطي مناسب همراه با زندگيش ،سودمند خاهد شد . چراكه هيچ گرايش دروني بدون جهت درجان انسان به  وديعت نهاده نشده است . اما اگر اين گرايش ،مرزي نداشته باشد وخودنمايي وجلوه گري همواره ودر همه جا نمود داشته باشد ،قطعا" فساد آخرين خواهد بود و در ايجاد زمينه هاي نا هنجاري در جامعه خواهد كرد . (پوشش را ميتوان مهمترين عامل تعديل اين ميل دانست).

3-جواز حضور در اجتماع :

بدون هيچ ترديد ،زن بخش عظيمي از نيروي انساني يك جامعه را تشكيل ميدهد و در ابعا د مختلف فرهنگي واجتماعي واقتصا دي وسياسي مي تواند نقش آفريني عظيمي داشته باشد . اسلام با طرح پوشش زن در حقيقت جواز حضور در اجتماع او را رقم زده است وا زسوي ديگر جلوي فساد  گستري ونا هنجاريهاي ناشي از اختلاط زن ومرد را گرفته است . همه احاد جامعه در مقابل سلامت نفساني جامعه مسئو لند  ومسئوليت  مهمتر در اين با ره بر دوش خانم ها است .

4-آرامش رواني جامعه :

 از جمله فلسفه هاي اصلي حجاب ايجاد آرا مش رواني وامنيت روحي در جامعه است چراكه امنيت وآرامش در ابعاد مختلف زندگي از حقوق مسلم همه شهروندان بوده و هيچ كس حق ندارد با بهانه هاي مختلف موجبات سلب آسايش ديگران رافراهم كند ودر نكوهش مردم آزاري وايجاد مزاحمت براي ديگران همه مكاتب و مذاهب اتفاق نظر  دارند اما افراد مادي نگرو ودنيا زده كه آسايش وآرامش دو گيتي را فقط در امور مادي  خلا صه مي كنند مزاحمت وآزار را هم فقط مزاحمتهاي بدني ومادي مي دانند در حالي كه آزارهاي روحي و معنوي و توهين به اعتقادات ومقدسات ديگران بسيار زشت تر از ساير آزار ها است . اگر چه حجاب خواهران وپوشش برادران تا حدودي يك امر شخصي وسليقه اي وانتخابي است اما اصل مسلئه پوشش داشتن با تفاوتهاي خاص مربوط به زن ومرد امري اجتماعي است وتكليف است نه حق . هر انساني كه در جامعه زندگي ميكند مكلف وموظف است به حقوق سايرين احترام بگزارد وكاري نكند كه باعث آزار وصدمه به ديگران شود وچه صدمه وآسيبي بالاتر از تحريك شهوت در نيروي جوان كشور؟كدام ظلم وگناه بالاتر از اينكه خانمي آرايشهاي آنچناني واجراي نمايشهاي زننده در كوچه وبازار در ذهن وفكر جوانان معصوم و نا پخته آشوب به پا كرده وآتش عشقهاي خياباني وهوسهاي خانمان سوز راروشن كند !كدام خيانت بالاتر از آنكه غرايز خفته نسل جوان را بيدار كنيم  بدون اينكه امكان اشباع آنها وجود داشته باشد؟

5-حجاب ومعنويت :

يكي از آثار وفوائدي كه براي حجاب در قرآن ذكر شده علاوه بر حفظ آرامش رواني كل جامعه ،حفظ بانوان محترم از آزار واذيت افراد بي سرو پا است كه همه جوامع كم وبيش وجود دارند از اين نظر" حجاب نوعي هويت است نه محدوديت " وهمان گونه كه گلهاي زيبا و خوش رنگ وبو بايد حصار خارها قرار بگيرند  از دستبرد كودكان بازي گوش در امان بمانند زنان نيز بايد گلبرگهاي وجود خود را در پوششهاي مناسب قرار دهند تا از نيش ونوش نگاه نامردان ونامحرمان دور بماند .

"قرآن كريم در آيه 59 سوره احزاب فلسفه حجاب را مد نظر قرار داده ومي فرمايد :

" اي پيامبر به همسران ودخترانت وبه موفقين بگو كه روسري هاي خويش را بهخود نزديك كنند وهمچون زنان عفيف بپوشانند تا به (عفت وپاكدامني )شناخته شوند ودر مورد آزار واذيت قرار نگيرند وخدا آمرزنده ومهربان است "

6-ايجاد امنيت :

جامعه موظف است امنيت را در ابعاد مختلف براي افراد فراهم سازد ،بخش عمده از اين مهمبه عهده زن است كه با حفظ پوشش به اين امر جامه عمل بپوشانند.

در سايه رعايت حجاب ،زن با شهامت هر چه تمامتر به وظيفه خود مشغول شده و خطري از ناحيه اجتماع متوجه وي نمي شود. بدين ميان معتقد هستيم كه پوشش ،امنيت رادر جامعه فراهم ميسازد ودر حريم پوشش است كه مي توان با خيالي آسوده بهجامعه آمد وبه فعاليت پرداخت ودر سنگر حجاب ،حضور عيني خود را در ابعاد مختلف اجتماع،تحقق بخشيد

7-حفظ بنياد خانواده:

از ديگر فلسفه ها وفوائد حجاب تاثير آن در استحكام وتداوم هسته اصلي جامعه يعني خانواده است.

"رابطه حجاب وتاثير آن در حفظ بنياد خانواده و يا اثري كه بد حجابي در تزلزل و نابودي ساختار خانواده دارد از دو بعد ميتوان برسي كرد"

حجاب در فرهنگ ملل جهان:

بنا به گواهيمتون تاريخي ،در اكثر قريب به اتفاق ملتها و آيينهاي جهان حجاب در بين زنان معمول بوده است هر چند حجاب در طول تاريخ ،فرازو نشيبهاي زيادي را طي كرده  وگاهي با اعمال سليقه حاكمان تشديد يا تخفيف يافته است ولي هيچگاه بطور كامل از بين نرفته است.

ميتوان گفت متداول بودن حجاب در ميان ملل مختلف با آنكه داراي عقايد ،وذاهب و شرايط جغرافيائي متفاوتي بوده اند نشانگر آن است كه تمايل به پوشش و حجاب ،امري فطري است .

فريد وجدي به نقل از دايرةالمعارف لاروس مي گو يد:

((حجاب گرفتن زنان قدمتي طولاني دارد . زنان يوناني در دوره هاي گذشته صورت واندامشان راتا روي پا مي پوشاندند . زنهاي فينيقي نيز داراي حجابهاي قرمز رنگ بودند .

زنان سيبري نيز حجاب داشته اند و در اين ميان روماني از حجاب محكمتري بر خوردار بوده اند.))

بطور كلي پوشش وحجاب زن در اكثر نقاط جهان رعايت مي شده است اما در برخي از موارد از حالت تعادل خارج و به شكل افراط وتفريط نماينگر مي شده است ،اما صرف نظر از اين افراط و تفريتها رواج حجاب نزد اكثر ملل دليلي روشن بر گرايش باطني و فطري زن و جوامع بشري به سوي حجاب مي باشد .

لباس ملي كشورها دليلي آشكار بر حجاب زنان:

اگر به لباس ملي كشورهاي جهان بنگريم ،بخوبي حجاب و پوشش زن را در آن مي بينيم.

دقت در لباس ملي كشورها ما را از ورق زدن كتب تاريخي براي يافتن ملل و اقوامي كه زنان آنها داراي حجاب بوده اند ، بي نياز مي كند و به خوبي اثبات مي كند كه حجاب در ميان اكثر ملتهاي جهان معمول بوده و اختصاص به مذهب يا ملت خاصي نداشته است .

نگاهي به كتاب پوشاك اقوام مختلف تاليف براون واشنايدر ، روشنگر اين واقعيت است كه در عهد باستان ،در ميان يهوديان ،مسيحيان ، اعراب ،يونانيان ، آلمان ، خاور نزديك و... پوشش زن بطور كامل رعايت مي شده است و همه زنان سر خود را نيز مي پوشاندند. از نيمه دوم قرن هجدهم دراروپاآثاري مبني بركم شدن حجاب و پوشش به چشم مي خوردولي حتي تا اواخر قرن نوزدهم پوشاك محلي اكثر قريب به اتفاق اروپائيان همچنان با پوشيدن سر ولباس بلند همراه بوده است.

 

نظريه هاي مختلف در مورد حجاب :

1-نظريه زيست شنا سان:

برخي از زيست شناسان به وجود نوعي احساس حياء و خجلت در جنس ماده اشاره مي كنند و منشاء حشمت و حجاب زنان را نيز همان حياء مي دانند.

دكتر فخري فيزيولوژيست مصري چنين مي گويد :

ريشه و مبداء حجاب ،همان احساس حيا و خجلت است،زيرا انسان  از آن جهت كه از چيزي احساس حيا مي كند ،از ظهور آن نزد ديگر مردمان دوري مي ورزد و از همين احساس حياء ،پوشاندن و حجاب سر چشمه مي گيرد.

2- نظريه روانشنا سان:

برخي از روانشناسان در تاييد اين مطلب كه حجاب وپوشش زن فطري است از وجود حياء در نهاد انسان نام مي برند كه به دو صورت باز دارنده و هدايت كننده ايفاي نقش مي كند ، بدينسان از نظر آنان ،حيا تعديل كننده غرايز و ضامن اجراي بسياري از قوانين اجتماعي _ اخلاقي است.

روانشناسان معتقدند كه حياء با آفرينش زن به هم آميخته است و تغييرات جسمي دوران بلوغ كه معمولا" با بروز حالات روحي و رواني مختلفي همراه است ،عامل دروني حياء را به نمايش مي گذارد.

3- نظريه جامعه شنا سان :

از آنجا كه انسان موجودي است اجتماعي و به تعبير ديگر (( مدني طبع )) جامعه شناسان حجاب و پوشش زن را مقتضاي طبيعي جامعه بشري معرفي كرده اند.

در كتاب زن از نظر حقوق اسلامي آمده است :

لزوم پوشانيدن زن در برابر مردان ، يكي از امور طبيعي است زيرا با ثابت بودن اين اصل كه هر چه زن به تقوا وعفاف و پرهيزكاري از هر گونه اعمال مخالف عفت مايلتر باشد اساس زندگي خانوادگي مستحكمتر ودر نتيجه ، سعادت و رفاه اجتماعي كاملتر خواهد بود. جاي ترديد باقي نمي ماند كه زنان موظفند به منظور جلوگيري از شيوع زنا وتحريك احساسات پست شهوي ، با لباس ساده خود را بپوشانن وهنگام معاشرت با مردان و بيرون رفتن از منزل و شركت در مجالس از پرده دري خودداري نمايند.

 

استاد شهيد مرتضي مطهري:

حياءو عفت و ستر و پوشش، تدبيري است كه خود زن با يك نوع الهام براي گرانبها كردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد بكار برده است . زن با هوش فطري و با يك حس مخصوص به خود در يافته است كه از لحاظ جسمي نمي تواند با مرد برابري كند و اگر بخواهد در ميدان زندگي با مرد پنجه نرم كند از عهده زور و بازوي مرد بر نمي آيد واز طرف ديگر نقطه ضعف مرد را در همان نيازي يافته است كه خلقت در وجود مرد نهاده است كه او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقيت و مطلوبيت قرا داده است.

 

پوشش و حجاب در اديان

حجاب در اسلام:

پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردانبدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خود نمايي نپردازد . حجاب در اسلام از يك مسئله كلي تر و اساسي تري ريشه مي گيرد و آن اين است كه اسلام مي خواهد انواع التذاذهاي جنسي ، چه بصري و چه سمعي و چه نوع ديگر به محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد اجتماع منحصرا" براي كار و فعاليت مي با شد بر خلاف سيستم غربي عصر حاضر كه كار و فعاليت را با لذتهاي جنسي به مي آميزد ، اسلام مي خواهد اين دو محيط را كاملا" از يكديگر تفكيك كند. علت اينكه در اسلان دستور پوشش به زنان اختصاص يافته است اين است كه ميل به خود نمائي وخود آرائي مخصوص زنان است ، از نظر تصاحب جسم وتن زن شكار است ومرد شكارچي ، از نظر تصاحب قلبها مرد شكاراست و زن شكارچي.

اسلام هرگز نمي خواهد زن بيكار بنشيند ووجودي عاطل وباطل بارآيد. پوشانيدن بدن به استثناء وجه و كفين مانع هيچگونه فعاليت فرهنگي ، اجتماعي يا اقتصادي نيست  آنچه كه موجب فلج كردن نيروي اجتماع است آلوده كردن محيط كار با لذت جوئيهاي شهواني است .

حجاب در قرآن :

قران مجيد در سوره نور آيه 31 در باره حجاب بانوان مي فرمايد:

((زنان ودختران پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت به عنوان الگوهاي جامعه اسلامي از اين جهت موظفند مراقبتهاي بيشتري داشته باشند زيرا انان انسانهائي هستند كه علاوه بر خودشان به پيامبر خدا نسبت داده مي شوند. ))

در سوره احزاب آيه 30 مي خوانيم :

((زنان پيامبر هرگاه گرفتار خلافي شوند كيفر آنان دو برابر خواهد بود. ))

و در آيه بعدي بطور صريح مي فر مايد:

((اي زنان پيامبر شما مثل ساير زنان جامعه نيستيد هنگامي كه با مردان بر خورد مي كنيد طوري سخن بگوييد كه آنان حتي از آهنگ صدايتان سوء استفاده نكنند))

همچنين در آيه 59 سوره  احزاب با داشتن زنان ودختران پيامبر بر ساير زنان مي فرمايد:

((اي پيامبرخدا  به زنان و دخترانت بگو كه روسري هاي بلند بر خود فرو افكنند )) لذا در نقل وقول آمده ((آنگاه كه حضرت فاطمه (س) براي ايراد سخنراني به مسجد تشريف مي بردند چادر ايشان به زمين كشيده مي شد كه حتي حدود پائين پاها نيز ديده نشود.))

قرآن زنان ايده آلرا كه در بهشت جاي دارند به مرواريد محجوب پوشيده در صدف تشبيه نموده ومي فرمايد:   ((كامثال اللؤؤالمكنون))   سوره واقعه – آيه 23

 

 

حجاب در ايران:

با ورود اسلام به ايران، تمدن ايراني شكلي ديگر به خود گرفت و رفته رفته فرهنگها، باورها،عقايد وسنتها ي محدود ودست وپاگير گذشته و بعضا" افراطي شكل نهادينه تر يافت . چنانچه مي توان گفت فرهنگ ايراني اسلامي جايگاه واقعي خود را بعد از گذشت چندين قرن باز يافت چرا كه با ورود اسلام آزاديهاي رنگارنگي كه تا آن روز جهان هم در خواب نديده بود در چارچوبي قانونمند ظاهر گرديد.

آزادي حقوق زنان ، قداست بخشيدن به شخصيت و پايگاه و منزلت اجتماعي آنان شايد تنها نمونه اي كوچك باشد كه بر آن دست نهاده ايم ، چرا كه زنان در سايه همين اسلام قديسه اي شدند آسماني كه بعد ها با بر قراري حكومت اسلامي در ايران به عنوان الگو وحتي اسطوره اي براي زنان مدرن غربي بشمار مي آيند.

 

فرازهايي از سخنان امام خميني (ره) در مورد حجاب :

(( زنان در انتخاب فعاليت وسر نوشت و همچنين پوشش خود ، با رعايت موازيني آزادند و تجربه كنوني فعاليتهاي ضد رژيم شاه نشان داده است كه زنان بيش از پيش آزادي خودرا در پوششي كه اسلام مي گويد يافته اند .)) 10/8/1357

((خطري كه ماحس مي كنيم اين است كه زنان دو مرتبه به آن ابتذالها كشانده شوند . اما حجاب اسلامي چه معني دارد ، حجاب اسلامي يعني حجاب وقار ، حجاب شخصيت ، ساخته من يا فقيه و ديگران نيست ، اين نص صريح قآن است ، آنقدري كه قرآن مجيد بيان كرده است ، نه ما مي توانيم از حدود خارج شويم و نه زناني كه معتقد به اين كتاب بزگ آسماني هستند . آيه حجاب براي شخصيت دادن به زنهاست ، براي شخصيت انساني اوست .)) 21/6/1358

((البته بايد توجه داشته باشيد كه حجابي كه اسلام قرار داده است ، براي حفظ آن ارزشهاي شماست . هر چه كه خدا دستور فرموده است ، چه براي زن وچه براي مرد ، براي اين است كه آن ارزشهاي واقعي كه اينها دار ند و ممكن است به واسطه وسوسه هاي شيطاني يا دستهاي فاسد استعمار پايمال  مي شدنداينها ،اين ارزشها زنده
 بشود. ))

 21/12/1363 

پاره اي از زمينه هاي گسترش عفت و حفظ پوشش:

 

عفت عمومي و ارتباط آن با پوشش:

گاهي شرايط نا مناسب اجتماعي ،نتايج نا مطلوبي به دنبال دارد ، موارد بسياري از  نا هنجاريها سبب انزواي زن مي شود . بسياري از كساني كه عادت كرده اند چون با مشكل مواجه شدند به جاي چاره جوئي از بنياد با همه چيز مخالفت كنند و نسخه منع بپيچند در مواردي چنين ،گويا براي حفظ  حرمت زن ها اعتقاد به محبوس شدن او در خانه و ...دارند .

اما اسلام با برخورد اصولي مشكل را بر طرف ساخته و زمينه رشد و تعالي زن را فراهم نموده است . اسلام نا رسائيها و ضعفها و نا هنجاريهاي جامعه را مي كوشد اصلاح كند و با طرح برنامه هايي راهگشا و رساندن جامعه به سلامت اصيل خود زمينه حضور تمام آحاد جامعه را فراهم آورد .

- عفت عمومي: حفاظت و مراقبت از عفت عمومي بر عهده زنان و مردا ن است ، مردان با غيرت فردي  و اجتماعي و زنان با آزرم و حياء بايد عفت عمومي جامعه را پاس بدارند.

- غيرت فردي: مرد پاسدار حرمت زن و نگهبان كرامت ناموس است . اعمال قدرت و قيوميت كه خداوند آنرا براي مردان رقم زده است ، زمينه اين پاسداري و حراست از ساحت نواميس است . در روايات لزوم غيرت بر مردان تاكيد شده و مردان غيور ستوده شده اند . غيرت ، استواري فرازمندي ، راستي ، حراست ، پاك نگري و پاك كرداري است. كه در روايات در حراست از ناموس و حفاظت از كرامت زن بكار رفته است .

حضرت علي (ع) فرموده اند: (( غيرةالرجل ايمان))

((غيرت مرد و حراست او از ناموسش از ايمان است . ))

همچنين علي (ع) مي فرمايند: ((عفت وپاكدامني نشانه غئرتمندي مرد است. ))

- غيرت اجتماعي : جامعه اسلامي جامعه اي است به هم پيوسته ،فرد فرد اين جامعه نبايد خود را تافته جدا بافته از ديگران تلقي كند . انسان مسلمان ، در جامعه اسلامي حيثيتي شخصي دارد و حيثيتيمكتبي و اسلامي ،ناموس شخصي دارد . انسان مؤمن نا هنجاري اجتماعي را به همان اندازه كه بر ناموس خود بر نمي تابد و حيثيت ربايي از زن و فرزند خود تحمل نمي كند اين ها را در باره زن مسلمان نيز نبايد تحمل كند. مردان موظفند در مقابل بي مبالاتيها ، مرز شكني ها و حرمت زدائيها بايستد ، نسبت به هر زن مسلماني كه باشد و خود هرگز به شكستن مرزها نزديك نشود و زمينه هاي حرمت شكني از ناموس اسلامي را فراهم نياورند و فقط در چنين اجتماعي است كه از سلامت شخصيت زن خود و حراست از ناموس خود نيز مي توانند مطمئن باشند.

عدم كنترل رفتار اجتماعي و شكستن حرمت زنان در حالتي صورت مي گيرد كه مرد نسبت به خويشان خود احساس امنيت كند . اگر چنانچه خطا كار در حين خطا به ياد بياورد كه چه بسا ديگري نيز نسبت به خويشانش ، خطائي را مرتكب شده و حرمت شكني نمايد ،قطعا"غيرت فردي به غيرت اجتماعي تبديل مي گردد. روشن است كه غيرت اجتماعي از جمله ضمانتهاي اجرايي امنيت جامعه است و زمينه فعاليت اجتماعي زن را فراهم مي سازد.

حياء عمومي : زن مسلمان با رفتاري متانسب و متين ، زمينه گسترش عفاف را فراهم مي سازد . اساسا"روح پوشش ، كنترل رفتار و رعايت وقار و متانت است . چنانچه به پوشش ظاهري بسنده شود ، حجاب همچون كالبد بي روح خواهد بود كه تاثير مطلوب را نخواهد گذاشت. 

نقش حجاب در تامين امنيت اجتماعي :

در دهكده كوچك جهاني امروز كه افراد در هجوم مباني گوناگون تصميم گيري از سراسر عالم قرار دارند تثبيت و نهادينه كردن باورهاي اصيل و ناب با چالش مواجه خواهد شد . زدودن چنين تاثيرات مخربي ف نيرو و مسئوليت مضاعفي را از سوي متفكرين متعهد و مسئولين جامعه طلب مي كند .

بايد ديد كه كشورهاي استعماري غربي به ويژه آمريكا در زمينه مباني عقيدتي و فكري مردم جامعه ما چگونه بر خورد مي كنند و از چه راههايي در صددويران كردن عقايد و باورهاي آنان براي سلطه هر چه بيشتر هستند. مي توان گفت گسترش ماهواره ها و ترويج استفاده از آن و به تبع آن ، كمرنگ كردن اعتقادات و باورهاي ديني دقيقا"در راستاي اهداف اينگونه كشورها قرار دارد. به مين دليل تبليغات منفي و ارائه چهره اي خشن از كشورهايي كه داراي اعتقادات مذهبي هستند يكي از حربه هايي  است كه اين كشورها در دست دارند . بنابر اين نبايد اجازه داد كه دشمن بتواند به راحتي اهداف استعماري خود را در جامعه ما تعقيب نمايد.

اولين كار استعمار اين است كه زنان را به ابتذال بكشاند زيرا وقتي زن به ابتذال كشيده شد و از حجاب دور شد ، خانواده متزلزل مي شود يعني همان چيزي كه خواست بيگانگان است.

 

پاسداري از سنگر حجاب و عفاف :

حجاب و پوشش براي بانوان و توجه به حريم عفاف و حراست آن از اصيلترين سنگر زنان و از مهمترين و عميقترين و سودمندترين قانون الزامي آفرينش براي آنها و براي جامعه است و به عبارت روشنتر ، حجاب و پوشش، سنگر سعادت و پيروزي و رستگاري زنان و جامعه است كه اگر اين سنگر آسيب ببيند و يا فرو ريزد ، عوامل سعادت و پاكزيستي و شرافت آنها فرو ريخته . قطعا"انها بدون اين سنگر ، در سرا شيبي سقوط و انحراف قرار گرفته و موجب آلودگي خود و جامعه خواهند شد.

با كمال تاسف دنياي غرب و دنباله روهاي آنها ،اين مسئله بسيار مهم اسلامي و اخلاقي را ناديده گرفته بلكه برعكس با كمال گستاخي بر ضد آن گام بر مي دارند و آن را عامل تحذير و ركود واپس گرايي دانسته تا آنجا كه در دانشگاههاي خود ، دختران داراي پوشش را اخراج مي كنندو چنين كار ضد بشري را از نشانه هاي تمدن مي نامند .

حجاب سنگر حفظ شخصيت زن و جامعه ، سنگر حفظ زيبايي وشكوه زن ، و حفظ شخصيت و وقار زن ، سنگر حفظ صحيح ارتباطي و رشته هاي اجتماعي ، سنگر حفظ اخلاق فردي و اجتماعي ، سنگر و دژخلل نا پذير براي حفظ مرزها و شيرازه هاي روابط مختلف بوده و كيان خانه و خانواده را از هر گونه انحراف و گمراهي و از هم پاشيدگي حفظ مي كند.

براستي در چه دوران و دنياي جاهليتي قرار گرفته ايم كه دنياي غرب و الگو تراشان ، حتي در كشورهاي اسلامي ، شكستن چنين سنگر و دژي را علامت ترقي ،  رشد و تمدن مي دانند و بر عكس حجاب و حفظ حريم عفاف را نشانه عقب گرد و واپسگرايي ،غربيها چنين القاء مي كنند كه حجاب زنجير اسارت بر دست و پاي زنان است و سدي بر سر تكامل آنهاست . حجاب زنان را در زندان زندگي حبس كرده و آنها را از تعالي و رشد باز مي دارد و از توسعه علمي ، فكري ، فرهنگي ، و هنري زن مي كاهد .

در جامعه اي كه بر اثر نبودن قانون حجاب ، شخصيت زن تا سر حد يك عروسك ، يا يك كالاي بي ارزش ، سقوط كند ، ارزشهاي معنوي آن به كلي فراموش مي گردد ، در چنين جامعه اي چگونه يك زن مي تواند به هويت خود پي ببرد و شخصيت انساني خود را از گزند آلودگان تبهكار حفظ كند.

 

عوامل بد حجابي :

 عوامل بد حجابي از دو عامل بيروني و دروني نشات مي گيرد كه در ذيل به آنها اشاره ميگردد.

الف)عوامل بيروني ترويج بد حجابي و بي حجابي در جامعه ما عبارتند از :

1- بيم دشمنان انقلاب اسلامي از اصولگرايي و رشد روز افزون معنويت در مقابل ماترياليسم غربي و در نتيجه مقابله با پيشرفت چنين آموزه اي در ايران و جلوگيري از ورود و صدور آن به ديگر كشورها و به خطر افتادن منافع آنان.

2- تبليغات گسترده فرهنگي (تهاجم غرهنگي )دشمنان علي الخصوص آمريكاي جنايتكار و اسرائيل و... از طريق ماهواره ،  اينتر نت و ... به منظور جلو گيري از ترويج اسلامگرايي در جهن خصوصا"كشورهاي غرب.

3- بي هويت كردن نسلهاي آينده جمهوري اسلامي و بي تفاوت كردن نسل فعلي و تخريب آموزه هاي نسل اول و دوم انقلاب اسلامي .

4- فشارهاي سياسي بر نظام بين الملل وسازمانهاي وابسته به آن در بر خورد با جمهوري اسلامي ايران از قبيل سازمان حقوق بشر ، كنوانسيون برابري حقوق زن و مرد ، يو نسكو و ... با توجيهات كاذبانه عدم وجود آزادي ، وجود زندانيان سياسي ، پايمال كردن حقوق زنان و...

5- ارائه مدهاي غربي كه منطبق با نوع حكومت ماترياليستي آنهاست به عنوان الگو و سنبل پيشرفت و مقابله با الگوهاي برتر اسلامي و ايراني .

6- ايجاد جو نا خرسندي عمومي از حكومت جمهوري اسلامي و بزرگنمائي مشكلات احتمالي با تبليغات گسترده و ايجاد جو بد بيني نسبت به نهادهاي نظارت و هدايت كننده مانند سپاه ، بسيج ، قوه قضائيه و...

ب)عوامل دروني بد حجابي و بي حجابي :

1- بي تفاوتي حكومت و مردم نسبت به شيوع منكر و كم توجهي و يا بي توجهي نسبت به انجام فريضه امر به معروف و نهي از منكر.

2- تبديل شدن ناهنجاريها به هنجارها به دليل بي توجهي و يا كم توجهي مردم و حكومت به نا هنجارها.

3-توليد الگوها و محصولات فرهنگي و البسه هاي غير متعارف با مدهاي غربي و عرضه ارزان قيمت آن به بازار خريد.

4- بر خوردهاي غير اصولي و غير كارشناسانه با پديده بدحجابي در بين جوانان و مردم و جري كردن آنان در بر خوردها.

5- منفي نگري به پديده ارزشمند حجاب و عدم توجه به نقاط مثبت حجاب و تبليغ آن از طريق رسانه هاي گروهي بخصوص صدا و سيما ، تئاتر و سينما و ...

6-عدم ارائه الگوي مناسب و در خور شان نظام مقدس جمهوري اسلامي .

7- بي تفاوتي و بي توجهي دستگاههاي فرهنگي جامعه در بر خورد با پديده حجاب در مواجهه با مردم بخصوص جوانان از قبيل وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي -  وزارت آموزش و تحقيقات و فن آوري – وزارت آموزش وپرورش – صدا وسيماو ...

8- خصوصي سازي مراكز و موسسات فرهنگي و ارائه محصولات آن بدون توجه به نظارت كامل به كيفيت و نحوه فعاليت آنان .

9- فاصله گرفتن جوانان از آموزه هاي ديني و فرهنگ غني اسلام به دليل تبليغ غلط آن و عدم توجه به خواستهاي منطقي آنان.

10 عدم تعيين حدود مشخص عملي و اجرائي در قانون براي مقابله دستگاههاي قضايي و انتظامي در بر خورد با بي حجابي .

عدم توجه والدين به رعايت اصول اخلاقي و نوع پوشش لازم در منزل و در حضور فرزندان .

11- بر غير اصولي و غير منطقي با پديده هاي تكنولوژي ، مانند ماهواره و اينتر نت و عدم توانايي در ارائه تكنولوژي برتر براي جايگزيني

 

نتيجه يك تحقيق:

به جهت شناخت عوامل اجتماعی ،اقتصادی،فرهنگی و روانی موثر در شکل گیری و گسترش پدیده بد حجابی در استان آذر بایجان غربی لازم شدکه از تعدادی دختران و زنان جوان که پوشش ظاهری مناسبی نداشتنددر شهرستان ارومیه سوالاتی به عمل آید که نتایج حاصله و یافته های تحقیق به شرح ذیل می باشد:

1-متغییر سن:

تحقیق حاضر که از تعداد یکصد نفر بعمل آمد نشان می دهدکه بیش از 9/89درصداز افرادی که حجاب اسلامی را رعایت نم یکنند در گروههای بین 14-26سال واقع شده اند.

بررسیهای بعمل آمده حاکی است دختران و پسران ایرانی بطور متوسط در سنین 11 تا 13 سالگی به بلوغ میرسندو بطور میانگین در سنین 26تا 28 سالگی اکثر آدنها متاهل و شاغل می شوند و هویت اجتماعی آنها شکل می گیردو زندگی بزرگسالی خود را آغاز می کنند.با عنایت به اینکه تمامی قوای زیستی،روحی،روانی،فکریو عاطفی فرد از دوران بلوغ تغییر و تحولات اساسی می یابد و بر هر یک  از این تغییرو تحولات نیز قانونمندی خاصی حاکم است(هندسه دوران جوانی) بنا به گفته زیگمو ند و آنا فروید ،در دوره بلوغ به علت تغییرات شدید فیز یولوژیککه طی آن روی میدهد یک مرحله طغیانی است.

ویژگی های روانی دوران نو جوانی و جوانی از قبیل آمارگیرانی  که در آن فر معمولا بر علیه نظامهای رایج کشور طغیان ممی کندو مبنایمحاسبه و قضاوت وی مبانی آرمانی و مدینه فاضله می باشد،هیجان طلبی ، تنوع طلبی ،هویت جوئی ،تاثیر پذیری ،و والگو پذیری  از گروه وهمسالان ،مربیان ،رسانه ها ،تحرک وانرژی فوق العاده که در حال حاضر  زیر ساختهای لازم در جهت گذارن بهینه اوقات فراغت وتخلیه معقول آن به اندازه کافی در دسترس نمی باشد،لذت طلبی ،خود نمایی و سعی در جذب جنس مخالف،عدم وجود پیوستار و هماهنگی در تجربه های زندگی فرد ،عدم جامعه پذیری کامل و عدم درک صحیح مسوئولیت همه از مواردی می باشند که قرار گرفتن 91درصد از از مقاطع سنی 14 تا 26 را در بین افراد مورد بحثتوجه وتبیین می نماید.

2-متغییرشغل:

توجه و امعان نظر به جدول 2 مربوطبه متغییر شغل نشان می دهدکه 48 در صد افراد مورد نظر خانه دار و در مجموع 46 درصد نیز دانشجو و محصل بوده اند

توجه به جدول شماره 3 و قرار گرفتن 8/79درصد از افراد در وضعیت مجرد حاکی از آن می باشد که اکثریت این افراد که شغل وخود را خانه دار اعلام کردهاند متاهل نبوده اندو مجرد بوده اند واقعیت این است که در خصوص جنسیت مونث کسانی که ازدواج نکرداند و بعد از اخذ دیپلم و فارغ التحصیلی  شغل خویش  را خانه دار عنوان می نمایند  در مقطع سنی 14 -25 سال به سر می برند .

3-متغییر وضعیت تاهل:

نتیجه برسی نشان می دهد بیشترین آمار بد حجابی با 81 درصد به مجردین تعلق دارد از آنجا که یکی از کار کرد های خانوانده ار ضاءتمایلات جنسی طرفین می باشد  و با توجه به افزایش سن ازدواج و عدم تحقق  شرایط برای ازدواج فرد با فقدان ارضاء جنسی مواجه می شود و از طرف دیگر با عنایت به اینکه فرد با تشکیل خانواده خود را در قبال همسر فرزند متعهد و مسئلیت پذیر حس می کندعدم تشککیل دزدواج بموقع و یا دیر هنگام بانوان بعضا آنها را وادار به انجام برخی انحرافات از جمله بد حجابی و....می نماید.

4-در مجموع بیش از 98 درصد افراد از جمعیت شهری می باشندبا صنعتی شدن کشور ها ،از دیاد وسایل نقلیه ،سرعت مهاجرت از روستا ها به شهر ها ازدیاد بی سابقه ای  یافت به طوری که به یکباره جمعیت بسیاری  از شهرها به چندین  برابر افزایش یافت و این دگرگونی باعث بروز مشکلات و گرفتاریها ی عدیده ای  در زندگی شهری  نشینی گردیده است .زندگی در شهر عامل مستقیم وقوع جرایم نیست بلکه شرایط موجود در آن زمینه را برای انحرافات و بزه مستعد و آماده می سازد فقدان پیوند ،همبستگی ،عطوفت،و محبت خانوادگی ،دوستی و همسایگی ،بی اعتنایی  به معنویات در شهر ها سبب افزایش آزادی ،بی قیدی،بی بند باری و بالا خره عدم انطباق با محیط شهری و تخلف از رعایت قوانین و مقررات می گردد.

5- متغییرسطح تحصیل:

نتیجه برسی نشان می دهد که بیشترین افراد بد حجاب  به ترتیب 18 درصد17 درصد26درصد و21درصد متعلق به محصلین دوره راهنما یی،متوسطه،دیپلم و فوق دیپلم می باشند.

7-متغییر مذهب:

نتیجه این بررسی نشان میدهد که بیشترینافراد بد حجاب متعلق به به مذهب تشییعبا 92 درصد  می باشد.

جدول شماره 1: توزیع فراوانی و در صد سنی افراد

 

سن

فراوانی

در صد

20-14

41

41

26-20

50

50

32-26

6

6

38-32

2

2

44-38

1

1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره 2: توزیعفراوانی و در صد شغلی

 

شغل

فراوانی

در صد

خانه دار

48

48

دانشجو

24

24

محصل

22

22

کارمند

3

3

مهندس

1

1

بیکار

2

2

 

جدول شماره 3 : توزیع فراوانی و در صد تاهل

 

تاهل

فراوانی

در صد

مجرد

81

81

متاهل

9

9

 

جدول شماره 4 : توزیع فراوانی و در صد سکونت افراد

 

سکونت

فراوانی

در صد

شهری

98

98

روستائی

2

2

 

جدول شماره 5 : توزیع فراوانی و در صد تخصیلا ت افراد

 

سطح تحصیل

فراوانی

در صد

بی سواد

4

4

ابتدائی

8

8

راهنمائی

18

18

متوسطه

17

17

دیپلم

26

26

فوق دیپلم

21

21

لیسانس

4

4

فوق لیسانس

2

2

 

جدول شماره 6 : توزیع فراوانی و در صد مذهب

 

مذهب

فراوانی

در صد

شیعه

92

92

سنی

6

6

اقلیت

2

2

 

بحث ونتیجه گیری :

به اعتقاد  جامعه شناسان ،ناهنجاریهاو جرائم اجتماعی در تمام اعصار و جوامع وجود داشته ،لیکن برخی از شرایط  ،با گسترش دامنه این ناهنجاریها ،معضلاتی   ایجاد می شود که تداوم حیات اجتماعی  را با خطر مواجه  می کند بروز این مسئله در جامعه ای که دارای فرهنگ غنی دینی و مبتنی  بر اخلاق و دستورات رفتاری در حوزه زندگی فردی و اجتماعی است قابل تاملو دقت بیشتری می باشدعلائم هشدار دهندهای نظیر افزایش نرخ ارتکاب به جرائم با توجه رشد جمعیت ،کاهش سن ارتکاب به جرایم در میان زنان ،ارتکاب علنی بسیاری لز جرایم علیه اخلاق و عفت عمومی نشان می دهد که سنگ بنای اجتماع یعنی  خانواده و نیز قشر زنان بعنوان مادران آینده و ÷رورش دهندگان نسل آتی در معرض آسیب ها و تهدیدات جدی است.

اگر وجوه مشترک آکثر قریب به اتفاق افراد بد حجاب را مورد برررسی قرار دهیم مشاهده می نماییم که تقریبا همه آنها  در بسیاری از خصوصیات روانشناختی مشترک هستند اکثر آنها جوان  ویا نو جوان دارای تحصیلات راهنمایی تا فوق دیپلم و همچنین مجرد می باشند بروز گسترش بد حجابی سلامت و امنیت جامعه را بطور جدی به مخاطره می اندازد  بطوریکه نه تنها حرمت خودفرد بلکهحرمت جامعه را نیز مورد آماج بسیاری از جنبه های اجتماعی ،فرهنگی ،اخلاقی ،بهداشتی،و حقوق می گرددبطور کل از جمله علل بد حجابی می توان به عوامل ذیل اشره کرد:

الف-علتهای خانوادگی:

مشاجرات خانوادگی،بد سرپرستی،طلاق،ازدواج اجباری،اعتیاد و خشونت خانوادگی

ب-علتهای اجتماعی:

دوستان ناباب ،اغفال،مهاجرت،فساد اجتماعی ،عدم الگو  یابی و الگو پذیری صحیح ،

 

ج-علتهای فرهنگی:

ماهواره،فیلم های مبتذل،اعتقادات ضعیف،بی بند وباری،نهادینه نشدن ارزشهای مذهبی،افزایش سن ازدواج در بین جوانان

د-علل اقتصادی :

فقر مالی ،فاصله طبقاتی ،زیاده طلبی

ه-علل فردی:

اختلالات روانی،اختلالات جسمانی،مشکلات جنسی،بلوغ زود رس،افسردگی،عقده خود کم بینی،تنوع طلبی زیاده طلبی،خودنمایی،لذت طلبی.

 

پیشنهاد و راهکار ها:

ارائه هر نوع راهکاروپیشنهاد با اهداف ذیل جهت جلو گیری از شیوع معضل بد حجابی ارائه می گردد.

-پیشگیری  از بروز و گسترش آسیب ها و ناهنجاریهای اجتماعی.

-مقابله با روند روبه رشد دامنه آسیبها جهت افزایش ضریب امنیتی اخلاقی ،بهداشتروانیو سلامت جسمانی ، محافظت سرمایه انسانی  از گزند آسیبهای اجتماعی.

-ایجاد هماهنگی در بر نامه ریزیهای کلان و جامع توسط دستگاه های ذیربط به منظور جاری ساختن اراده ملی و تقویت انگیز  مردم در تحقق نظارت اجتماعی نسبت به پیشگیری و مهار آسیب های اجتماعی.

-تلاش جهت شناخت بهره مندی از ظرفیت ها،منابع و امکانات و دستگاه های دولتی وغیر دولتی جهت پیشگیری ،مقابله و اصلاح آسیب دید گان اجتماعی .

پیشنهادات که در این مقوله ارائه می گرد د در چهار مولفه:1- فرهنگ 2- خانواده 3-اقتصاد4- حقوق می باشد.

 

مولفه 1 ((فرهنگ))

تعمیق باورها و ارزشههی دینی ،اخلاقیات ،پایبندی به اجرای احکام و حدود الهی ،تقویت کنترل درونی و پرورش پاک دامنی و ایجاد مصونیت در برابر آسیبهای اجتماعی .

-اصلاح نگرش جامعه نسبت به شان و کرامت زنو رعایت حقوق اسلامی ،انسانی زن و ارتقا آگاهی های اجتماعی در خصوص مصادیق ظلم و اجحاف به زن در نظام اسلامی .

انجام مستمر مطالعات و تحقیقات ملی پیرامون آسیبهای اجتماعی ،تعیین میزان شیوع آن در سطح ملی و جغرافیای کشور جهت اتخاذ روشها و بر نامه ریزیهای جدید .

-پاس داشت شعاعر اسلامی و احکام شرعی و پرهیز از تو جیح های شرعی برای ترویج مفاسد اجتماعی و اخلاقی

-سامان دهی و تقویت زمینه اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر در تمام ابعاد به ویژه توسط نیروهای مردمی و با نوان متعهد و متدین.

- گسترش حضور و مشارکت دینی ،فرهنگی و اجتماعی بانوان و ارتقا سطح آگاهی های آنان .

-آگاه سازی آحاد جامعه از قوانین و مقررات، تهدیدات و خطرات اخلاقی .

-اطلاع رسانی به موقع و همه جانبه نسبت به پیامد های منفی (فردی ،خانوادگی و اجتماعی)آسیب ها و انحرافات اجتماعی به خانواده ها و دختران توسط صدا و سیما و رسانه های مکتوب ،آموزش و پرووش و دانشگاهها.

-توجه به تامین و غنی سازی اوقات فراغت جوانان و زنان توسط خانواده هاو نهاد های مدنی و کاهش اوقات بیکاری آنان .

-توسعه فرهنگ نقد و نقد پذیری در عرصه مسائل فرهنگی زنان و جوانان .

-نظارت بر تولید و کیفیت کالا های فرهنگی و رسانه های جمعی (کتب ،مجلات،فیلم ها،اینترنت،ماهواره)به منظور جلو گیری از تولید و ترویج آثار فرهنگی موثر در تهییج جوانان به لا ابلی گری ،ابتذال اخلاقی ،و عدم رعایت عفاف.

-پیشگیری از بهره گیری عاملان انحرافات اجتماعی از تنش ها و فضای نا آرام جامعه.

-ارائه الگو های صحیح و عملی جوانان و دختران جهت الگو پذیری و جامعه پذیری صحیح و درست.

 

مولفه 2((خانواده)):

 

-تسریع و تسهیل امر ازدواج و تامین نیاز های اساسی جوانان از طریق هماهنگی و سامان دهی امکانات دولتی و غیر دولتی ذیربط .

- ایجاد زمینه و بستر مناسب در خصوص توسعه مشارکت های مر دمی در تاسیس بنیاد های ازدواج  دائم و تقویت و ارتقا فرهنگ وسا طت در ازدواج و همسر یابی و رفع نیاز های اساسی جوانان.

-بهره مندی از نیرو های مددکار اجتماعی و توسعهخ خدمات مشاوره ای رایگان و اجباری قبل از ازدواج   ودر زمان بحران.

-معطوف نمودن اذهان خانواده ها و جوانان  به تعدیل تو قعات .

-ضرورت توجه به تامین نیاز های عاطفی و روانی دختران و زنان در خانواده و تقویت ارتباط میان خانه و مدرسه و رفع مشکلات اخلاقی و رفتاری فرزندان .

-آشنا نمودن دختران وپسران با آئین همسر داری ،حقوق و تکالیف یکدیگر در خانواده .

-آموزش و اطلاع رسانی به خانواده ها در مورد ایمن سازی اعضا خانواده  از ابتلا به انحرافات اخلاقی فر زندان.

-تقویت و توسعه مراکز مشاوره تخصصی (اورژانس های اجتماعی)جهت دستیابی خانواده ها در طرح و حل مشکلات ،هدایت فرزندان و بهبود روابط میان فرزندان با والدین.

مولفه 3((اقتصاد))

ضرورت بر قراری عدالت اجتماعی و امنیت اجتماعی ،کاهش شکاف طبقاتی و رفع فقر ،بیکاری و تبعیض به عنوان عوامل موثر در بروز آسیب های اجتماعی.

-توسعه اقتصادی و تامین امکانات زندگی در شهر های کو چک جهت جلو گیری از مهاجرت نیروی کار به سوی شهر های بزرگ و افزایش دامنه آسیبها.

-تقویت فرهنگ حمایت اقتصادی از زنان و دختران توسط خانواده.

-ایجاد مشاغل پاره وقت جهت اشتغال جوانان در دوران تحصیلات عالی و فراهم شدن امکان ازدواج آنان.

-تاکید بر توانا سازی اقتصادی زنان از طریق احتساب ارزش مادی و معنوی کار آنها در خانواده با ایجاد بستر های قانونی و فرهنگی لازم .

-طراحی ساختار و الگوی مناسب شغلی برای زنان با توجه به نقش همسری ،مادری و مدیریتی آنان در خانواده.

مولفه 4((حقوق)):

استخراج خلا های قانونی و حقوقی موثر در وقوع تخلفات و جرائم مختلف از سوی زنان و تصویب قوانین موثر جهت کاهش جرم.

-لزوم ارائه طرحها و بر نامه های اجرایی مربوط به آسیب های اجتماعی منطبق با قانون اساسی وسایر قوانین کشور.

-آموزش حقوق اساسی و مدنی به دختران و زنان توسط رسانه ها و دستگاه قضایی در خصوص ظلم های خانگی و اجتماعی و اتخاذ تدابیر لازم  جهت حمایت و امداد رسانی فوری به آنان در بروز بحرانها (طرح پلیس مدنی و صلب .حق از والدین ناصالح)

-تعیین اشد مجازات در خصوص عاملان فریب ، باند های اغفال در انحرافات اخلاق و اجتماعی .

-انجام حمایت های لازم قانونی نسبت به حقوق زنان و دختران در معرض آسیب جسمی،روحی و جنسی در خانواده و اجتماع توسط دستگاه قضایی و انتظامی .

تاملي در آثار و ضرورتهاي رعايت حجاب در جامعه و مراکز دانشگاهي
اشاره: چندي است که موضوع مبارزه با بدحجابي به موضوع روز کشور تبديل شده است، آنچه در زير مي خوانيد تحليلي بر موضوع آثار و ضرورت هاي حجاب اسلامي است که از سوي واحد بررسي و تحليل بسيج دانشجويي استان خوزستان صورت گرفته است:
    باتوجه به وجود کتب و نظريات صاحبنظران درخصوص علل پيدايش حجاب- فلسفه پوشش در اسلام و . . . در اين خصوص سخني گفته نخواهد شد. جوان دانشجو در مرحله اي است که از طرفي شخصيت او هنوز کاملا شکل نگرفته و تثبيت نشده، لکن از سويي استقلال نسبي جوان در تصميم گيري ها و اتخاذ گزينشي رويه ها، عادات، دوستان و بسياري از منش هاي زندگي، کشمکشهاي فراواني فراروي او در پيش خواهد نهاد که در هر مرحله نه تنها نياز به راهنمايي دارد که به مساعدت فکري و عملي اطرافيان در بسترسازي مناسب نيازمند است. روحيه لطيف جوانان، تنوع پذيري، آرمانگرايي، فطرتي پاک و خداجو، اثرپذيري و . ..از ويژگي هاي خاص [جوانان اعم از دختر و پسر مي باشد اما خداي متعال با وديعه گذاشتن برخي خصلت هاي خاص ] در مردان و زنان آنان نهاد آنان را از هم متمايز نموده است، لذا باتوجه به موضوع بحث(پوشش اسلامي) توجه به خصائص خاص زنان ضروري و الزامي است. بي شک يکي از دلايل “غض بصر” مردان، مقابله با “ميل به چشم چراني” و لزوم پوشش زن، جلوگيري از “ميل به خودنمايي” در زنان مي باشد. “استحکام پيوند خانواده”، “استواري اجتماع” و “آرامش رواني مردان وزنان” در طول زندگي يکي ديگراز دلايل تحريم چشم چراني و خودنمايي است. از طرفي “تقويت ارزش و احترام به زن” و “نهادينه نمودن تلذذ جنسي در چارچوب کانون خانواده” را مي توان از ديگر علتهاي پوشش ذکر نمود. استاد روشن ضمير، شهيدمرتضي مطهري در کتاب گرانسنگ”علل گرايش به ماديگري” مي فرمايد:
    “ريشه بيشتر انحرافات ديني و اخلاقي نسل جوان را در لابلاي افکار و عقايد آنان بايد جستجو کرد. . . اگر مشکلي در راهنمايي اين نسل باشد بيشتر در فهميدن زبان و منطق او و روبرو شدن با او با زنان و منطق و زبان خودش است . . . برخلاف آنچه ابتدا به نظر مي رسد لجوج نيست، آمادگي زيادي براي دريافت حقايق ديني دارد هر فکر و انديشه اي براي اينکه رشد کند و باقي بماند زمينه روحي مساعدي مي خواهد”.
    فراهم نمودن محيطي مساعد براي رشد سالم فعاليت هاي اخلاقي و اجتماعي جوانان
    در دانشگاه همه مکان هاي مرتبط با دانشجو اعم از خوابگاه، دانشکده، کلاس درس، محوطه دانشگاه، آزمايشگاه، سلف سرويس و . . . بايستي با شيوه هاي مختلف، يک انديشه را ترويج نمايد و آن حضور در محضر الهي بودن و ترويج ارزش ها و انجام وظيفه، ترويج فرهنگ حماسه و ايثار از طريق بسترهاي مناسب اجتماعي از قبيل پيشوايي ديني، بهره گيري از جديدترين روش هاي تربيتي و تبليغي. در زمينه آسيب هاي اجتماعي نظريه هاي متفاوت و متنوعي وجود دارد که به برخي از آنها اشاره مي شود.
    نظريه اصالت ساخت و کارکرد:
    ريشه انحرافات اجتماعي را عدم جامعه پذيرشدن افرد مي داند به گونه اي که فرد هنجارهاي اجتماعي را قبول نمي کند و از طرفي خود جامعه نيز اين انحراف را تشويق مي کند.
    نظريه بوم شناسان:
    بي سازماني اجتماعي را مورد تاکيد قرار مي دهند و اعتقاد دارند در مناطقي که از انسجام و سازماندهي اجتماعي خبري نيست افراد انحراف را از يکديگر ياد مي گيرند و به طور کلي محيط هاي بي سازمان افراد را به سوي نابهنجاري و انحراف سوق مي دهند.
    اعتقاد دارند جامعه، فردي را که منحرف شده است، بيگانه مي داند ولي از ديدگاه همين نظريه، اين جامعه است که بيگانه مي باشد و بايد به او برچسب بيگانه زده شود. پس مي توان گفت که برچسب خوردن علامت انحراف داشتن است. افرادي که برچسب بيگانه را به يدک مي کشند گرد هم جمع شده و گروه هاي بزهکار را تشکيل مي دهند.
    نظريه نظارت اجتماعي:
    اصولا افراد، داراي قابليت بهنجار و نابهنجار بودن هستند. نابهنجاري و انحراف زماني اتفاق مي افتد که پيوند ميان فرد و جامعه تضعيف يا گسسته گردد. تضعيف عناصر وابستگي، تعهد و اعتقاد باعث انحراف و آسيب اجتماعي مي شود.
    از مجموع اين نظريات مي توان پيشنهادات زير را بررسي نمود. ايجاد بستر مناسب رشد فکري و جسمي و عاطفي در جامعه، مدرسه، دبيرستان، دانشگاه، محل کار، خيابان و . . .بايستي به گونه اي باشد که جوانان را از تمايل به انحراف دور نمايد. احداث ورزشگاه، خصوصا باشگاه هاي ويژه بانوان و همچنين مراکز تفريحي متناسب با روحيه جوانان و نوجوانان، نظارت نامحسوس عمومي، غيررسمي و در نهايت رسمي مراکز ذي صلاح؛ سازماندهي جوانان و نوجوانان در گروه هاي دولتي يا غيردولتي با هدف آموزش و توجيه منطقي، تقويت ايمان مذهبي و عزت نفس در مراکز عمومي و خصوصي، بالخصوص خانواده ها، آموزش مهارت هاي اجتماعي و فردي جهت مقابله با مشکلات خانوادگي و روحي رواني شخصي، در مدارس و رسانه هاي جمعي، توجه بيشتر به مقطع حساس و بحراني بلوغ از نوجواني تا جواني به لحاظ اهميت خاص اين دوران. ايجاد محيط مناسب براي دوستيابي، فرهنگ سازي نامحسوس و استفاده بهينه از محيط هايي نظيربسيج، مساجد، هيئت هاي مذهبي، گروه هاي هنري و . . . در تمامي اين گروه ها چنانچه نظارت کافي از طرف متصديان جهت ترويج فرهنگ ديني و فرهنگ خودباوري و اعتماد به نفس صورت نگيرد نتيجه عکس حاصل خواهد شد. از طرفي باتوجه به پژوهش هاي روانشناختي پيرامون علت بروز ناهنجاري در جوانان مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
    - سخنگيري بي مورد و محدود کردن آزادي هاي دختران در منزل
    - بي مهري، تبعيض و بي توجهي والدين نسبت به فرزندان
    - وجود برخي مشکلات اخلاقي و اقتصادي در خانواده(اعتياد، اختلاف والدين، فيلم هاي ماهواره اي و . . .)
    لذا براي مقابله با هر کدام از عوامل بالا و ديگر عواملي که موجب چنين ناهنجاري در جامعه اسلامي مي شود بايستي دکترين خاصي طراحي نمود. هيئت هاي مذهبي اصيل زيرنظر روحانيون جوان و خوش فکر و فعال در مساجد، مدارس و دانشگاه ها؛ کانون هاي فرهنگي، کانون هاي هنري، کانون هاي ورزشي با حضور فعال جوانان علاقه مند، پرشورو بانشاط حزب اللهي و متدين و با حمايت هاي مردمي و دولتي و نظارت صاحبنظران متعهد و متخصص.
    ابزارها
    ابزارهاي عرفي: هنجارهاي پذيرفته شده در اجتماع ايران اسلامي
    ابزارهاي شرعي: امر به معروف و نهي از منکر با تکيه بر آيات نوراني قرآن و روايات
    ابزارهاي فرهنگي: نشريات تابلوها، نمايشگاه هاي تخصصي، بهره گيري از انواع هنر، کاريکاتور، عکس، نمايش، طنز و . .
    ابزارهاي قانوني: مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي- شوراي فرهنگي دانشگاه- کميته انضباطي


    نتيجه:
    به وسيله جهاد فکري، قلمي، زباني و عملي کارهاي ذيل را مي توان انجام داد:
    ارائه مکتب الهي به صورت علمي، معقول و مستدل
    توجه به حقوق زن در اسلام
    پاسخ به شبهات مطرح شده در خصوص پوشش اسلامي
    فلسفه پوشش در اسلام
    پيوند مسايل الهي با مسايل اجتماعي و سياسي مشخص شود
    جلوگيري از هرج و مرج تبليغي و اظهارنظرهاي نامتخصص و مبارزه با آن
    اهميت دادن به محيط مساعد اخلاقي و اجتماعي
    توجه به نکات روانشناسي ذيل:
    کار فکري و تبليغي در خوابگاه دانشجويي (کار کيفي بهتر جواب مي دهد تا کار کليشه اي)
    توجه به روحيات خاص جوانان عموما وخانم ها خصوصا
    توجه به تفاوت هاي زن ومرد (صفت خودنمايي زنان و چشم چراني مردان)
    توجه به الگو پذيري جوانان از کسي که او را دوست دارند (يک ورزشکار، يک معلم، يک دوست، يک روحاني)
    حرف شنوي و رنگ پذيري جوانان از دوستان و همسالان خويش نسبت به حرف شنوي از پدر و مادر
    کار اثباتي بيشتر از کار نفي جواب مي دهد
    پرهيز از نفاق و ظاهرسازي (به عبارتي هرچقدر روبنايي تر کار شده و به ظاهر جوانان پرداخته شود به همان ميزان از اصل و محتواي کار کاسته شده و کمتر جواب خواهيم گرفت)
    تبليغ اصل بندگي، اداي تکليف و انجام وظيفه در تبليغ همه ارزش ها
    توجه به حل مشکلات نسل جوان(کار، مسکن، ازدواج)
    اجراي برنامه هاي ابتکاري با نظرخواهي از خود جوانان
    توجه به ريشه بروز ناهنجاري ها
    زمان بر بودن کار تربيتي و تغيير رفتار در جوانان

 

 

" حجاب "، ساتري كه مانع جلوه مي شود

فرشيد اسحاقي

براي يافتن مفهوم درستي از بد حجابي چه بهتر كه مروري بر معني و مفهوم حجاب داشته باشيم كه حجاب در لغت به معناي پوشش است و زن محجبه يعني زني كه به گونه اي خود را پوشانيده است.
آنچه ميان دو چيز حائل شود نيز حجاب ناميده مي شود، همچنان كه در كلام خداوند آمده است : "ومن بيننا و بينك حجاب" و بين ما و شما فاصله اي وجود دارد.
فقها نيز در اصطلاح "ستر" را كه به معني پوشش است براي زنان بكار برده اند و همين امر موجب شده است عده اي گمان كنند كه اسلام خواسته است زنان پشت پرده و در خانه محبوس باشند و بيرون نروند در صورتي كه پوشش در اسلام بيانگر اين مطلب است كه زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و خودنمايي نكند.
استاد مطهري در اين فرمود: زينت هاي زن دو نوع است؛ يكي زينتي كه آشكار است، نوع ديگر زينتي كه مخفي است، مگر آنكه زن به عمد و قصد بخواهد آن را آشكار كند. پوشاندن زينت اول جايز نيست، اما پوشاندن زينت دوم واجب است.
از ديدگاه اسلام حجاب همچنين سبب تحكيم روابط افراد خانواده و بر قراري صميميت و همچنين موجب حفظ سلامتي اجتماع مي شود و آرامش رواني در برابر هيجانات و التهابات بنيان ساز ايجاد مي كند.
حجاب و نقش آن در استحكام خانواده از جمله اهداف متعالي اسلام است كه بايد در كانون خانواده ايجاد شود ، به طوري كه در اين فضاي صميمي خداوند زن را عامل تسكين و آرامش رواني و پيوند در خانواده معرفي مي كند.
حجاب پوششي است كه مردم را در برابر تهاجمات بيروني محفوظ مي دارد. جامعه اي كه فرهنگ پوشش در آن حاكم نباشد و برهنگي در آن رايج باشد، خانواده و كل جامعه را رو به نابودي مي كشاند.
اين مهم در جامعه ما كه ركن اصلي آن جمهوري اسلامي و دين مبين است نيز از جايگاهي مهم برخوردار بوده و همواره بر ضرورت رعايت آن تأكيد شده است.
اما در سال هاي اخير و به دليل برخي گسست هاي فرهنگي و هجوم غرب به مغز فرهنگي جامعه اسلامي ما، در برداشت از معني حجاب و چگونگي اجراي آن دو گانگي هاي بسياري را به وجود آورده به طوري كه مسؤولان مجبور به اجراي طرح هايي همچون مبارزه با بدحجابي شدند.
اصولاً در كمتر جامعه اسلامي واژه "بد حجابي" معنا و مفهوم داشته و در آنها "حجاب" يا "بي حجابي" معنا داشته است. كشورهاي اسلامي همچون امارات، كويت، لبنان و قطر دو واژه حجاب و بي حجاب را شناخته و مردم در اين دودسته حضور دارند و بد حجابي معنايي ندارد.
كشورهايي همچون عربستان سعودي و عراق نيز فقط واژه حجاب را شناخته و همه ملزم به رعايت كامل آن هستند.
جمهوري اسلامي ايران نيز از ابتداي تشكيل تاكنون از حجاب به معني پوششي كامل زنان در مقابل مردان حرف زده، اما نزديك به يك دهه است كه اين واژه در ميان بد حجابي و بي حجابي گنگ مانده و كفه ترازو را به سمت بدحجابي سنگين كرده است.
اما اينكه براشت عمومي جامعه از واژه حجاب چيست و اجراي طرح هاي ملزم كننده رعايت آن را تا چه حد مطلوب مي دانند، موضوعي است كه خبرنگار كانون انديشه جوان ميان دانشجويان و اقشار مختلف مردم رفت تا در اين خصوص به گپ و گفت با آنها بپردازد.

"ساغر غلامپور" دانشجوي رشته كامپيوتر ريشه حجاب را در ارزش ها دانست و گفت: حجاب موجب مي شود تا زن امنيتي خاص در جامعه داشته باشد. كسي كه حجاب را رعايت مي كند، به امنيت خود در جامعه بها مي دهد و آن كس كه بد حجاب است، توجهي به امنيت خود در جامعه نمي كند و در حقيقت بدحجابي فقط به زن لطمه نمي زند، بلكه امنيت مردم و تمام جامعه را خدشه دار مي كند.
به گفته اين دختر دانشجو تهراني، عامل ديگر رواج بد حجابي در جامعه، توليدات البسه و نوع آن در جامعه است. هنگامي كه زن ايراني در اكثر مانتو فروشي ها، مانتوي مناسب خود را پيدا نمي كند، به ناچار براي حفظ پوشش از طرح و مدلي خريداري مي كند كه در اكثر فروشگاهها موجود است.
به عقيده وي، موضوع حجاب آنطور كه بايد به طور صحيح در جامعه بيان نشده و همواره به عنوان مانع فعاليت زن مطرح شده است.
"هدا چاووشي" از ديگر دانشجويان تهراني كه در رشته ادبيات تحصيل مي كند در باره حجاب گفت: دختران جوان حجاب را نوعي محدوديت و مانعي بر سر راه فعاليت هاي اجتماعي خود مي دانند.
وي كه مانتو و شلواري "فسفري" رنگ بر تن داشت ادامه داد: خيلي از دختران نيز براي استفاده از رنگ هاي روشن و شاد رو به بد حجابي مي آورند، در حالي كه استفاده از رنگ هاي شاد و روشن هيچ منافاتي با حجاب ندارد و مي توان پوششي مناسب با استفاده از رنگ هاي شاد و روشن داشت.
وي در تعريف حجاب گفت: عفت، پاكي، وقار و زن بودن زنان در حجاب است كه اين روزها بيش از هر زمان ديگري با هجوم تبليغات گسترده غرب مواجه شده است.
اين دختر جوان با اشاره به اينكه الگوهاي غلط بسياري در جامعه وجود دارد كه جوانان را به سمت بدحجابي سوق مي دهد تأكيد كرد: وقتي فيلم هاي ايراني يك زن را با آرايشي غليظ و مانتوي 60سانتي نمايش مي دهد، نبايد نتيجه اي جز بدحجابي در جامعه انتظار داشت و جوانان براي پيروي از مدهاي غربي تنها كافيست سريال ها و فيلم هاي ايراني را ببينند.
"مريم اصفهاني" دانشجوي رشته حقوق نيز كه پوشش چادر را براي خود انتخاب كرده در خصوص تدوين قانون براي رعايت حجاب در جامعه گفت: پيش از تصويب هر قانوني يا برخورد آمرانه اي، بايد آموزش دختران در خصوص الگوي حجاب مورد توجه قرار گيرد تا فرهنگ سازي و آموزش در خصوص حجاب به صورت هماهنگ در جامعه انجام شود.
وي تصريح كرد: قوانين اسلامي حكمي براي بد حجابي در جامعه در نظر نگرفته اند، اما بسياري تأكيد دارند كه بايد از شيوع آن در جامعه پيشگيري شود.
وي با تأكيد بر اينكه هرگونه برخورد فيزيكي براي القاي اين فرهنگ در جامعه تأثير منفي دارد خاطر نشان كرد: نبايد حركت ناپسند برخي از زنان در باره حجاب را با برخورد ناپسندتر در جامعه يعني برخورد هاي سخت و خشن پاسخ داد.
"الهه نظامي" ساكن خيابان ظفر كه خود مورد تذكر گشت ارشاد نيروي انتظامي نيز قرار گرفته در خصوص رواج بد حجابي در جامعه گفت: در هيچ جاي دنيا چيزي به عنوان بد حجابي وجود ندارد، ‌يا فرد با حجاب است يا بي حجاب. اما در كشور ما مشخص نيست كه بالاخره چرا عده اي با حجاب و عده اي بد حجاب اند و همين باعث شده تا مشكلات بد حجابي كه از بي حجابي نيز بدتر است زياد شود.
وي با نظر به اينكه برخورد نيروهاي انتظامي بسيار خوب و محترمانه است گفت: اگر هميشه به جاي جوسازي هاي بي مورد ، به آرامي با مردم سخن گفته شود بسياري از مشكلات بر طرف خواهد شد.
"مهري برازنده" از ديگر دختران تهراني نيز داشتن الگويي مناسب را عاملي مهم در راه مبارزه با بدحجابي و ترويج صحيح حجاب دانست و گفت: اگر جوانان ما الگوي مناسب براي پوشش داشته باشند، ديگر به دنبال مد هاي غربي كه سنخيتي با فرهنگ اسلامي ما ندارد نمي روند.
وي ادامه داد: بي بندوباري و ناامني اخلاقي و اجتماعي، تزلزل در بنيان خانواده را به همراه دارد و تا حد زيادي ريشه آن در بد حجابي است. 

 

وي با اشاره به اينكه جوانان جامعه امروز ما درك درستي از مفهوم حجاب ندارند و خود را ملزم به رعايت آن نمي بينند، گفت: ريشه بدحجابي و عدم درك حجاب در از هم گسيختگي اعتقادات اجتماعي و عرفي مردم است.
برازنده ترويج فلسفه حجاب را نيازمند كار گسترده فرهنگي و نبود الگوهاي مناسب را عامل اصلي رواج بدحجابي دانست و افزود: علی رغم ارائه الگوهاي غربي در فروشگاهها، اگر طرح هاي جذاب و مناسب با فرهنگ ايراني و اسلامي ارائه شود، مخاطب خود را به دست خواهد آورد.
وي خاطر نشان كرد: دركنار رعايت حجاب نبايد ميل به زيبايي و مورد توجه بودن جوانان را فراموش كرد.
به گفته برازنده نگاهي به تاريخ اسلام نشان مي دهد كه آراستگي و زيباپوشي همواره مورد تأكيد پيامبر (ص) ، ائمه و علماي ديني بوده است.
وي افزود: بايد بپذيريم كه با ايجاد محدوديت نمي توان جوانان را را سركوب كرد و بايد ريشه ناهنجاري ها را در جايي ديگر جست و كنيم.
"نسرين آذري" طراح لباس زنان نيز با اشاره به وضعيت پوشش و حجاب زنان در ايران گفت: متأسفانه برخورد هاي سليقه اي با مسأله حجاب مشكلات بسياري را در سال هاي اخير به دنبال داشته است. تأكيد بيش از حد بر استفاده از رنگ هاي تيره در لباس ها و بي مدل و بي فرم بودن مدل هاي داخلي، باعث گرايش مردم به خصوص قشر جوان به الگوهاي لباس هاي غربي شده است.
وي با بيان اينكه در روايتهاي تاريخي، بزرگان دين بر پوشيدن لباس هایي با رنگ روشن تأكيد کرده اند اظهارداشت: در دنيا رنگ هاي شاد را رنگ هاي شرقي معرفي مي كنند و لباس هایي با رنگ هاي شاد و زيبا را مختص فرهنگ شرقي مي دانند.
اين طراح لباس با بیان اينكه به جاي برخورد قهري با مظاهر بدحجابی بايد به سمت توليد لباس ملي رفت خاطرنشان كرد: جهت القاي فرهنگ ملي و ديني در پوشش اجتماعي لازم است توليدكنندگان پوشاك در الگوهاي خود فرهنگ ايراني و اسلامي را مد نظر قرار دهند.
كارشناسان اجتماعي در خصوص فلسفه حجاب و چگونگي اجراي آن در جامعه معتقدند علاوه بر آموزش و فرهنگ سازي، برخورد با تأثيرات نامطلوب فرهنگي، جلوگيري از ورود كالاها و پوشاك نامناسب و توقف توليدات نامطلوب داخلي، توجيه اصناف مرتبط با پوشاك نيز موضوع ديگري است كه لازم است مورد عنايت و توجه ويژه مسؤولان دست اندركار قرار گيرد.
"عليرضا رستمي" استاد دانشگاه در اين باره گفت: بايد به مقوله اجتماعي حجاب در جامعه كه به اخلاقيات جامعه مربوط مي شود اساسي تر انديشيد و در مورد آن برنامه ريزي كرد.
وي افزود: امور فرهنگي چون مقوله حجاب را كه بيشتر جنبه اجتماعي و فرهنگي دارد، نمي توان به تنهايي به دست دستگاههاي سياسي و نظامي سپرد.
وي با بيان اينكه دلايل روي آوردن جامعه به الگوهاي نامعقول حجاب بايد مورد بحث قرار گيرد، اظهار داشت: از آنجا كه توافق نظر در خصوص محدوده حجاب وجود ندارد و سليقه هاي مختلفي در مورد آن وجود دارد، بيان تعريف حجاب و بستر سازي براي رعايت آن ضروري است.
رستمي بي توجهي به ارزش هاي ديني را نيز مهمترين عامل از بين رفتن هنجارهاي اجتماعي و ايجاد كننده بستر مناسب براي كاهش انحرافات اجتماعي عنوان كرد.
آنچه مشخص است؛ حجاب در اسلام از يك مسأله كلي و اساسي ريشه مي گيرد و آن اين است كه اسلام مي خواهد انواع لذتهاي جنسي چه بصري و چه لمسي و چه انواع ديگر، به محيط خانوادگي و ازدواج قانوني اختصاص يابد و اجتماع منحصراً براي كار و فعاليت باشد.
اما امروز همانگونه كه از صحبت هاي گروههاي مختلف دختران و زنان تهراني بر مي آمد، ناداني نسل امروز از معني و ضرورت رعايت حجاب، تضاد هاي رفتاري موجود در اين زمينه و مشخص نبودن معني و تكليف جوانان در مورد حجاب است كه نوعي گنگي رفتار را در برابر حجاب موجب شده و هرچه زمان مي گذرد، با افزايش تأثيرات اين گنگي در جامعه شاهد بروز مشكلات عديده اجتماعي و فرهنگي هستیم كه بايد فکری عاجل براي اين مهم شود.

 

فلسفه ی حجاب زن متعلق به اعراب وحشی و هوسران مدینه ی 1400 پیش است؟! به زن ایرانی چه ربطی دارد ؟

(( اولین نوع ازدواج مانند امروز بود یعنی مرد از پدر یا قیم زن تقاضای ازدواج می کرد او مهریه را می پرداخت و ازدواج صورت می گرفت دومین نوع ازدواج به این صورت بود که مرد به همسرش می گفت وقتی عادت ماهانه ات تمام شد پیغامی به فلان کس بده که می خواهی با او زندگی کنی شوهر از آن به بعد با او همبستر نمی شد که زن از او حامله نشود سومین نوع ازدواج به این صورت بود که گروهی از افراد حداکثر تا ده نفر با یک زن همستر می شدند و ، وقتی آن زن حامله و صاحب فرزندی می شد همه را جمع می کرد و می گفت بر اثر رابطه باشما من یک بچه به دنیا آورده ام این بچه متعلق به شماست شما هر اسمی که می خواهید به او بدهید چهارمین نوع ازدواج به این صورت بود که تعداد بسیاری از افراد با یک زن رابطه برقرار می کردند و زن نیز هیچکدام از آنان را رد نمی کرد و این فواحش پرچمی بعنوان علامت بر در خانه شان نصب می کردند که هر کس می توانست وارد شود هر وقت یکی از این زنان حامله می شد و نوزادی به دنیا می آورد همه ی مشتری ها در خانه ی او جمع می شدند فردی که در شناسایی فرزند به پدر تبحر داشت می آمد و پدر واقعی را مشخص می کرد . ))

اسلام از نظر نظامی در بوته ی آزمایش قرار گرفت و شهروندان مدینه آن را به چالش کشیدند و زنان برده فدای امنیت زنان اشراف شدند زنان از هز قشر و طبقه ای در خیابان ها مورد آزار قرار می گرفتند و نسبت به آنان تعرض می شد تعرض در لغت به معنای این است که مردی در سر راه کسی قرار گیرد و به زور با او عمل زنا انجام دهد در این شرایط دیگر مسئله ی آزاد کردن زنان از قید و بند اسارت و ظلم های عهد جاهلیت مطرح نبود بلکه مسئله ی عمده فقط تضمین امنیت همسران و دیگر مسلمانان در شهری خصومت آمیز و لگام گسیخته بود پیامبر برابر روش همیشگی خود برای ریشه یابی علل این اعمال و حل این مشکلات به جمع آوری اطلاعات پرداخت . او نمایندگانی نزد این افراد فرستاد تا از آنها در مورد علل رفتارشان پرس و جو کند آنها در پاسخ گفتند ما فقط با کسانی که فکر می کنیم برده هستند عمل تعرض را انجام می دهیم . آنها اعمال خود را با این بهانه که هویت برده ها از سایرن مشخص نیست توجیح کردند به این دلیل خداوند آیه 59 سوره ی احزاب را نازل کرد که در آن به همسران پیامبر توصیه شده برای مشخص شدن جلباب خود را روی سر خود بکشند جلباب لباس جدیدی نبود بلکه روش استفاده ی جدید از همان چیزی بود که معمولا می پوشیدند در فرهنگ لغات عرب جلباب مفهومی مبهم و چند بعدی دارد و شامل انواع و اقسام لباس های مختلف می شود . از یک پیراهن ساده ی زنانه تا ابا یا ردا تکه ای بزرگ پارچه ای که زنان آنرا می پوشند و تکه ی بزرگ پارچه ای که زنان آنرا برای پوشاندن سر و سینه ی خود استفاده می کنند قرآن برای نشان دادن زندگی و آداب و رسوم اجتماعی عهد جاهلیت ، مسئله ی به فاحشگی کشیده شدن زنان برده را مطرح کرده است . آیه ی 33 از سوره ی نور که در مورد زناست وجود سازمان یافته ی فاحشگی را در مدینه ذکر می کند و کنیزکانتان را عزم پاکدامنی دارند به فحشا وادار مکنید که مال دنیا بدست آورید پروردگار به کسانی که مشغول کار هستند توصیه می کند اگر در آنان خیری سراغ دارید آنان را باز خرید کنید .

 

از عبدالله بن همان منافق قبیله ی خزرج است که به عایشه و صفوان مرد جوانی که عایشه را پس از واقعه ی گردن بند به اردوگاه آورد بهتان زد او معمولا با برده های خود با خشونت رفتار می کرد عبدالله بن ابی با زور و کتک از مسیکه می خواست خود را به او تسلیم کند به این امید که حامله شود و از آن بچه هم سوء استفاده کند عسقلانی تاکید می کند که عبدالله بن ابی افزدون بر لذت جنسی به دنبال نوزاد برده ای بود که از این رابطه بوجود می آمد از آنجا که مسیکه مسلمان بود پروردگار اسلام موظف بود در این امر مداخله کند او در آیه ای که در بالا ذکر شد فاحشگی و خشونت علیه زنان برده را محکوم کرد مسیکه به عملی که عبدالله بن ابی به زور می خواست با او انجام دهد تن در نداد به این ترتیب روشن است که چرا این مرد تا به آن حد با پیامبر دشمن بود و چرا یکی از کینه توز ترین رهبران و مخالفان در مدینه بود اندیشه های پیامبر در مورد اعطای حقوق برابر به زنان مردانی مانند عبدالله بن ابی را از درآمد سرشاری که زنان عایدشان می شد محروم می کرد .

اگر حجاب پاسخ به تجاوز جنسی ، تعرض ، است بازتابی از شرایط خشونت بار آن زمان نیز هست . بازتاب آن تفکر و شرایطی که بدن زن را به معنای دقیق کلمه ( عریان ) ، بی دفاع و آسیب پذیر می دانست حجاب زنان ، آن طور که در مدینه در شرایط جنگ داخلی مطرح شد ، نشان دهنده شرایط معابر عمومی است ، یعنی جایی که در آن زنا آزاد بود . اصطلاح تعرض به معنای خشونت ، فشار و محدودیت است . این سعد این شرایط را چنین توصیف می کند : در مدینه زنان برده توسط مردانی احمق و نادان ( سفحا ) مورد مزاحمت قرار می گرفتند ، ولی زنان آزاد هم اگر لباس هایشان آنها را از برده ها متمایز نمی کرد با برده ها اشتباه و دچار همان مزاحمت ها می شدند .

 

به بخشی از پژوهش های خانم ماری کخ در مورد وضعیت زنان در زمان داریوش کبیر گوش فرا دهید :

 

 (( در کتیبه های بجا مانده از شرایط دستمزدها حکایت از حقوقی برابر بین زنان و مردان که در کنار یکدیگر کار می کردند دارد . پیشه ی بیشتر زنان لوح های تخت جمشید دوخت و دوز و خیاطی بوده است کاری بسیار متنوع ، شامل دوخت لباس های پر زرق و برق که پس از دوخت هنرمندانه سوزن کاری می شده است . امکانات آموزش های هنری و مهارت های حرفه ای ، برای زن و مرد یکسان و حقوق آنان نیز برابر بوده است درباره ی برابری حقوق شواهدی مخصوصا در زمینه ی کارهای هنری و ظریف داریم و برابری حقوق صدها زن دیگر با مردان نیز مسلم است که درباره ی شغلشان چیزی نمی دانیم . میزان حقوق فقط همین قدر روشن است که به نوع کار و نه انجام دهنده ، بستگی داشت به این ترتیب ، در امپراطوری بزرگ عصر داریوش با تساوی حقوق زن و مرد سر و کار داریم حقی که هنوز در اروپای قرن بیست و یکم برای به دست آوردنش مبارزه می شود . البته این را هم باید گفت که زنان علاوه بر کار بیرون سر و سامان دادن به کارهای روزمره ی خانواده را نیز بر عهده داشته اند زنها با به دنیا آوردن کودکی برای مدتی از کار در بیرون معاف می شدند در طول مرخصی زایمان حقوق دریافتی به حداقل می رسید که البته با آن گذران زندگی ممکن بود علاوه بر این حداقل حقوق ، اضافه ی حقوقی نیز بصورت جو و شراب نیز دریافت می کردند که پاداش افزون رعیتی به رعیای شاه بود در عین حال معلوم شده است که شاه از نوزادان پسر بیش از نوزادان دختر خرسند می شد ، چرا که اضافه حقوق برای نوزاد پسر دو برابر ، یعنی بیست لیتر جو و ده لیتر شراب یا آب جو بود . تا جایی که لوحه ها حکایت می کنند ، این تنها موردی است که میان زن و مرد فرقی دیده می شود .

مرخصی بارداری ظاهرا پنج ماه بوده است . بعداز این مدت زن ها این امکان را داشته اند که کار روزانه را کوتاه کنند تا قادر به برآوردن وظایف خانه داری خود نیز باشند . البته کار نیمه وقت حقوق کمتری داشت نوزادان را در طول کار له له ها نگهداری می کردند . ضمنا در لوح های گلی می بینیم که زنها می توانستند به پست های بالاتر برسند مثلا در کارگاه های شاهی همواره سرپرستی و مدیریت با زنان است . در کارگاه های خیاطی که بیشتر در اشغال زنان است گاه مردان زیر دست زنان قرار می گیرند و حقوق زنان سرپرست بیشتر از مردان است . حتی در جیره ی شراب تفاوتی به چشم نمی خورد گاهی این سوال پیش می آید که یک زن سرپرست چگونه از پس یک لیتر شراب قرمز شیراز بر می آمده است …. ))

برداشتی شخصی :

دو سند تاریخی ، یکی یا هزارو چهارصد سال قدمت و دیگری با دو هزار و پانصد سال عجب چه بودیم و چه شدیم چه برابری را با چه نابرابری وحشیگری عوض کردیم و بوق و کرنا در عنواینی با نام زن در اسلام از روشنفکرانی بنام جواد آملی و دکتر مارکسیست علی شریعتی و اسطوره ی تکرار نشندی عالم به اصطلاح روشنگری اسلام شیعی دوازده امامی ولایت مطلقه ی فقیه استاد بی هنر مرتضی مطهری نام ها کردیم و گوش خلق و اهالی زمین و موجودات زنده و غیر زنده ی یکصدو چهل و نه میلییون و نهصدو نود و نه هزار سیاره ی کهکشان راه شیری را کر کردیم که آن حقوقی که ما از آن دفاع می کنیم چیزی است که در مدینه یکهزارو چهارصد سال پیش اتفاق می افتاده آه صد تاسف نه هزاران تاسف نه کم است خیلی کم است ننگ بر این افتخار که همان به اصطلاح مدافعان حقوق زن سنگش را به سینه می زنند مدافعانی که در اسلام به چندین گروه تبدیل شده و هنوز از آزمون وفا داری به پیامبر سربلند به بیرون نیامده به گونه ای گروهی عایشه 9 ساله زن پیامبر 53 ساله آن مرد اسطوره ای مدافع ضعیفان و ضعیفه ها را خائن و گروهی فاطمه ی 9 ساله دختر پیامبر و همسر علی و داماد پیامبر را به چالش می گیرند و بر سر مسئله ی غدیر هنوز که هنوز است درگیر جنگ های لفظی فیزیکی و فرقه ای خود هستند و با کمال پرویی بازهم از حقوق زن و اسلام و دیدگاه اسلام نسبت به زنان صحبت می کنند . زن مدیر مسئول و سرپرست در دو هزار و پانصد سال پیش واقعا آدمی در پوست خود نمی گنجد دیگر صد البته که تکلیف حجاب با آن تمدن و برابری و عدالت در جایگاه خود دارای تعریفی اسطوره ای بوده تعریفی که حتی در ذهن هوسران حاکمان مردان به اصطلاح مرد مدینه ی هزارو جهارصد سال پیش نمی توانسته بگنجد و حضور داشته باشد چیزی که امروز هم در قرن بیست و یکم عصر مهندسی ژنتیک در کشور های به اصطلاح اسلامی از عربستان سر دسته گرفته تا سومالی غرق در افراط گرایی شاهدش می باشیم افراط گرایی که نوادگان امروزش در ایران به اصطلاح اسلامی به راستی روی آن همه عظمت و شکوه انسانی را سیاه کردند آن جایگاه رفیع را به چنان جایگاه پستی کشاندند که دیگر جایگاه نیست . تاسف ، تاسف از بابت حاکمان اسلامی دین برابری و عدالت دینی که ذهن نوادگان و آیندگان فرزندان ایران همیشه جاوید را برای چندین نسل بعد خود به چنان افکار زن ستیزی آشنا کرد که براستی تن آن پدران نیک آن مردان الگوی تاریخ بشری را در جایگاه ابدی خود به لرزه ی ابدی و نفرین پدری در قبال فرزندان واداشت . افسوس و هزاران افسوس ننگ بر این افتخار جعلی ، افتخاری که هیچگاه برای من افتخار نخواهد بود .

 

ردی بر نظریه ی مخالفان حجاب

برخی از مخالفین حجاب دلیل خود برای مخالفت را این گونه مطرح می کنند: اگر محدودیت های بین زنان و مردان برداشته شود و زنان ملزم به پوشاندن بدن خود نباشند ، به تدریج نگاه نامناسب مرد و زن از بین می رود و رفاقت زن و مرد مثل رفاقت دو مرد یا دو زن با هم خواهد بود و مردها و زنها با هم رابطه و تعامل برقرار می کنند بدون اینکه هیچ قصد و غرض تلذّذ جنسی نسبت به هم داشته باشند.

 

منظور از این حرف همان جمله ای است که می گوید: « الإنسان حریصٌ علی ما مُنِع  مِنه»(1) یعنی انسان از هر چیزی که منع شود نسبت به آن حریص خواهد شد. بنابراین اگر روابط زن و مرد ، آزاد گذاشته شود و جامعه نسبت به آن، دید منفی نداشته باشد ، دخترها و پسرها و یا مردها و زنها مدتی حریصانه با هم رفاقت می کنند ولی به تدریج میل و علاقه شان به این روابط کم می شود و نسبت به هم بی تفاوت خواهند شد. پس حجاب و محدودیت باعث حرص و ولع خواهد شد.

 

اینکه « انسان از هر چیزی منع شود نسبت به آن حریص و مشتاق خواهد شد.» حرف درستی است، ولی نه در همه موارد. به عنوان مثال با توجه به عرف جامعه هیچ پسر یا مردی اجازه ندارد با بدن برهنه و فقط با یک شلوارک و یا با آرایش غلیظ مخصوص بانوان در معابر حاضر شود. ولی هیچکدام از مردها و پسرهایی که سلامت روانی داشته باشند نسبت به انجام چنین کارهایی حریص نشده اند طوری که آرزو داشته باشند لااقل یکبار بتوانند به اینصورت در خیابان راه بروند.

 

بنابراین می توان گفت، چنین حالتی عمومیت ندارد که از هر کاری براساس قانون یا عرف جامعه جلوگیری شود ، انسان نسبت به انجام آن حریص می شود. بلکه در شرایط خاصی این اتفاق می افتد. مثلاً اگر انسان براساس غریزه به چیزی نیازمند باشد ولی از دستیابی به آن منع شود ، نسبت به آن حریص می شود. در بسیاری از موارد هم می توان شدت این نیازمندی را افزایش داد که در اینصورت حرص و ولع هم برای دستیابی به آن افزایش خواهد یافت. به عنوان مثال یک فرد می تواند تا 24 ساعت گرسنگی را تحمل کند. اگر کسی بداند الان که غذا خورد تا فردا همین موقع هیچ دسترسی به غذا نخواهد داشت، با کمی رنج و ناراحتی این شرایط را تحمل می کند. حال فرض کنید شخصی را که چند ساعت پیش غذا خورده به محلی ببرند که در آن انواع و اقسام غذاهای خوشمزه و خوش عطر وجود داشته باشد و افرادی در حال خوردن از آن غذاها باشند. او در آنجا حضور داشته باشد ، غذاها را ببیند ، بوی غذا را استشمام کند ولی به او بگویند تو تا فردا نمی توانی هیچ غذایی بخوری. آیا میزان حرص و ولع این دو نفر برای غذا خوردن یکسان است؟ طبیعتاً کسی که تحریک شده بسیار حریص تر و مشتاق تر از فرد دیگر است و عذاب بیشتری تحمل می کند. غریزه ی جنسی هم به همین صورت است. میزان حرص و اشتیاق برای کامجویی، بستگی بسیار زیادی دارد به میزان تحریک کردن غریزه.

 

اظهار ضعف و تسلیم در برابر خواسته ها ی نفس تبدیل به بیماری روحی و روانی خواهد شد.

یک نکته مهم: همانطور که می دانید ارضا غریزه جنسی یک موضوع صرفاً جسمی و بدنی نیست، بلکه روح و روان انسان را هم درگیر می کند(2) و اظهار ضعف و تسلیم در برابر خواسته های جنسی تبدیل به بیماری روحی و روانی خواهد شد. دقیقاً مثل همان حالتی که گاهی برای بعضی از انسانها درباره ی نیاز به پول و ثروت، یا مقام و قدرت و یا شهرت رخ می دهد. طوری که مثلاً هرچه مال و ثروت جمع می کند ، راضی نمی شود و با اینکه به قدری دارایی دارد که تا چند نسل بعد از خودش هم تأمین خواهند بود ولی باز هم برای کسب مقدار بیشتر تا تلاش می کند. در مورد غریزه ی جنسی هم همینطور است . (3) یعنی اگر انسان به این ورطه بیفتد ، طوریکه بخش عمده ای از فکر و ذکر او را مشغول کند از نظر روحی و روانی به حالتی می رسد که هیچوقت از کامجویی و تنوع طلبی سیر نمی شود. این همان حالتی است که به آن « هوس» و « هوسرانی» گفته می شود و متاسفانه به خاطر شرایط جامعه، انسانهایی که گرفتار آن می شوند، کم نیستند. تشکیل حرمسراهای عریض و طویل با آن همه خرج و هزینه و گرفتاری توسط بعضی پادشاهان هوسران دقیقاً به همین دلیل بوده و امروزه که حرمسراداری رسم نیست، مردها بدون پذیرفتن کم ترین هزینه و مسئولیت به راحتی از تعداد زیادی از زنها کامجویی می کنند. اصل و ریشه ی هر دو، یکی است. هر دو (هم پادشاهان قدیم و هم مردها و زنهای شهوتران امروزی) گرفتار حرص و تنوع طلبی شده اند یکی به سبک قدیمی و این یکی به سبک جدید.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 13:38  توسط aghajani  | 

گروه اجتماعی

 

دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر

 موضوع تحقیق : گروه اجتماعی

 استاد : غلامرضا یمینی

 تهیه کنندگان :  محمدی ، حیدریان، قنبری

 

 

 

 

گروههای اجتماعی

 

منظور از گروه اجتماعی مجموعه ای از افراد است که روابط قوی و نسبتاً پایداری باهم داشته , در بعضی از عقاید و احساسات باهم شریک بوده دارای کنش اجتماعی بوده و هدف یا هدفهای مشترکی را دنبال نمایند.

از گروه اجتماعی تعاریف مختلفی عرضه گردیده است که در غالب آنها صفات مشترکی از قبیل کنش اجتماعی , روابط درونی ,روابط پایدار یا مستمر , هدف مشترک , احساسات مشترک سازمان یافتگی و...دیده می‌شود. بنابراین با توجه به ویژگیهای فوق ابتدا می‌باید گروه اجتماعی را از پدیده اجتماعی مشابه ای که از آن تحت عناوین "شبه گروه" یا گروه "بی سازمان" یا "گروه" اتفاقی و تصادفی" یا گروه "بی شکل " نام می‌برند, متمایز نمود, زیر در ارتباط با این مفاهیم , صفات اصلی گروه واقعی در میان افراد تشکیل دهنده آنها دیده نمی‌شود.

در "شبه گروه" تعداد و دارا بودن لااقل یک خصوصیت مشترک مطرح است و به هیچ وجه وجود ارتباط پیوند رسمی یا غیر رسمی در میان افراد مطرح نیست بعنوان مثال عده‌ای که پیاده رو یک خیابان را طی می‌کند گر چه دارای جهت مشترکی نیز باشند, یک گروه آماری یا "تجمع " را بوجود می‌آورند در این حالت نه نیروی پیوند بخش و نه روابط پایدار ب اگر درجه همبستگی و پیوند افراد دارای ویژگیهایی شود که در تعریف گروه اجتماعی از آن سخن به میان آمد. یعنی آنکه بین افراد روابط پایدار یا نسبتاً پایداری مبتنی بر هدف یا هدفهای معین و احساسات و عواطف مشترک بوجود آید و دارای کنش متقابل گروهی شوند, ما در برابر خود یک گروه اجتماعی حقیقی خواهیم یافت . انجمنها , سازمانها و احزاب از جمله گروههای اجتماعی محسوب می‌شوند و نه شبه گروه . در هر یک از انجمنها , موسسات اجتماعی و سیاسی ,ما با افرادی روبرو هستیم که دارای روابط پایدار یا نسبتاً هستند و سایر ویژگیهای گروه اجتماعی را نیز در آنها می‌یابیم.

اولین مفهومی که از ترکیب این دو لغت بوجود آمدن اصطلاح گروه اجتماعی به ذهن متبادر می‌گردد تجمع افراد بشر است , تحت عامل و یا عوامل مشخص که موجب همکاری آنها با همدیگر می‌گردد.

در جامعه شناسی , گروه در مفهوم کلی اشاره به واحدی مرکب از چند نفر می‌کند که انواع مختلف وجود دارد, از جمله می‌توان گروه خانواده یا گروه همبازی ,تیم ورزشی, , اتحادیه‌های کارگری و غیره را نام برد. تاکنون تعاریف بسیار متنوع و متفاوتی توسط صاحبنظران علم الاجتماع از گروه اجتماعی بیان گردیده است , که به منظور شناخت بیشتر آن به چند نمونه که جامعیت بیشتری دارند می‌پردازیم .

"گورویچ" گروه اجتماعی را چنین تعریف می‌کند: گروه اجتماعی واحدی است اجتماعی که هدفش بوجود آوردن اثر مشترک است و از خلال وضعهای نفسانی و رفتارهای مشترکی تجلی می‌کند و رو به تعادلی می‌رود که در آن نیروهایی که به مرکز می‌شتابد بر نیروهای گریز از مرکز غلبه دارد."

"لیند" یکی دیگر از متفکرین اجتماعی می‌گوید: گروه اجتماعی عبارت از جمعی افراد که با یکدیگر دارای روابط درونی و فعل انفعالات متقابل می‌باشند و می‌کوشند تا نیازهای فردی و گروهی خود را از طریق کوششهای جمعی تامین نمایند.

"چینوی" در تعریف گروه اجتماعی می‌گوید: تعداد اشخاصی که روابطشان بر اساس یک رشته نقش ها و پایگاههای پیوسته استوار شده باشد. اعتقادات و ارزشهای مشترکی داشته باشند, به حد کفایت از ارزشهای مشترک و مشابه و نیز روابطشان با یکدیگر آگاهی داشته باشند تا بتوانند خود را از دیگران مشخص گردانند.

جامعه شناس دیگری می‌گوید: گروه اجتماعی به دو نفر یا بیشتر اطلاق می‌شود که بین آنها نوعی رابطه یا نیروی پیوند بخش وجود دارد و این افراد تحت تاثیر آن نیرو یا رابطه به یکدیگر مربوط می‌شوند و دارای نوعی روابط که کیفیت آن متفاوت است می‌باشند.

با توجه به تعاریف فوق و تعاریف دیگری که در مورد گروه اجتماعی بعمل آمده است , می‌توان ویژگیهایی به قرار زیر را برای گروه اجتماعی مشخص نمود:

·         هدف یا اهداف مشترک

·         احساس و عواطف مشترک

·         ارتباط متقابل اجتماعی

·         کنش اجتماعی

 

کنش اجتماعی

 

کنش متقابل اجتماعی را, می‌توان به دودسته تقسیم نمود :

کنش های متقابل اجتماعی پیوسته و گسسته : کنش های متقابل اجتماعی پیوسته شامل افعالی می‌گردد که جهت یگانه‌ای را در گروه تعقیب می‌نمایند مثل دوستی , همفکری , تعاون , همیاری , یکدلی و انواع سازگاریهایی که موجبات ارتباط و نزدیکی بیشتر افراد گروه را فراهم می‌آورد


اما کنش های متقابل گسسته شامل افعالی می‌شود که جهت های متفاوت و مخالفی را در گروه باعث گردیده و موجبات دوری و اشتقاق و نفرق اعضاء گروه را فراهم می‌آورد. رقابت , سبقت جوئی , ستیزه و کنش هایی از این قبیل را می‌توان در ردیف کنشهای متقابل گسسته محسوب نمود.

در حقیقت نتایج حاصله از این دو دسته کنشهای متقابل, که خود مبتنی بر روابط متقابل اجتماعی هستند, پویایی گروهی را موجب می‌گردند .

 

 

 

تداوم نسبی

تداوم روابط نیز یکی دیگر از مشخصه هایی است که تعریف گروه اجتماعی را باید بر آن استوار نمود چرا که این خصیصه نیز از جمله خصائصی است که گروه اجتماعی را از شبه گروه یا گروه اتفاقی متمایز می‌سازد, بدین معنی که در شبه گروهها نیز ارتباط متقابل اجتماعی بوجود می‌آید ولی تداوم چندانی ندارد.

در انبوه خلق ارتباط متقابل اجتماعی آنچنان کوتاه و ناگهانی است که امکان شکل گیری مستمر کنش های متقابل اجتماعی وجود ندارد و یا در اجتماعی موقت و کوتاه تماشاگران یک فیلم سینمایی یا یک سخنرانی , مجالی برای ظهور کنش های متقابل اجتماعی و تعامل آنها باقی نمی‌ماند.

داوطلبانی که برای شرکت در آزمون ورودی دانشگاه چند ساعتی در محلی گرد می‌آیند و گاه در این مدت کم احساسات دوستانه و صمیمانه‌ای نیز بین آنها بوجود می‌آید, تنها شبه گروهی را تشکیل می‌دهند زیرا پس از انجام امتحان ورودی جمع آنها از هم پاشیده گردیده و هریک را خود می‌گیرند و غالباً پس از جدا شدن از یکدیگر امکان ارتباط متقابل خود را نیز در آینده از دست می‌دهند.

ولی گروهی از همین افراد پس از موفقیت در آزمون ورودی ورود به دانشکده , به یگانگی عمیق و ارتباط متقابل پیوسته در روابط خود دست می‌یابند که در زبان جامعه شناسی , اصطلاح روابط نخستین را بدان اطلاق می‌نمایند.

ساده‌ترین تعریف که بر اساس ویژگیهای فوق می‌توان برای گروه اجتماعی ارائه داد این است که بگوییم گروه اجتماعی عبارت از تجمع دو تن یا بیشتر که بوسیله نیروئی پیوند بخش به یکدیگر ارتباط یافته باشد.

در تعریف اخیر نیروی پیوند بخش در حقیقت چیزی جز مجموعه‌ای از ویژگیهای فوق نیست و بنابراین می‌توان نیروی پیوند بخش را برآیند یا نتیجه آن ویژگیها محسوب نمود.

با تکیه بر ویژگیهای گروه علاوه بر تعریف ارائه شده قبلی در تعریف دیگر نیز برای گروه اجتماعی می‌توان بشرح زیر ارائه داد:

·         گروه اجتماعی واحدی اجتماعی است مرکب از دو تن یا عده بیشتری که بر اثر کنش های متقابل اجتماعی به یکدیگر پیوند یافته باشند, کنش های متقابل اجتماعی افعالی هستند که بین دو تن یا عده بیشتری بوجود می‌آیند و در آنان نوع هماهنگی ایجاد می‌کند. کنش های متقابل اجتماعی خود بر ارتباط متقابل اجتماعی استوار می‌باشند.

·         در تعریف دیگر می‌توانیم گروه اجتماعی را این چنین تعریف کنیم: "منظور از گروه اجتماعی مجموعه‌ای از افراد است که در بعضی عقاید و احساسات باهم شریک بوده ,هدف یا اهداف مشترکی داشته و دارای روابط نسبتاً پایدار مبتنی بر کنش‌های متقابل اجتماعی باشند."

یکی از مهمترین انواع طبقه بندی گروههای اجتماعی , طبقه بندی چارلزکولی(COOLEY) است . وی گروههای اجتماعی را به دو دسته گروههای نخستین و گروههای ثانوی تقسیم کرد .

منظور از گروهای نخستین گروههایی است که در آن روابط افراد بسیار نزدیک و صمیمانه بوده و از نظر روانی نتیجه این تجمع صمیمانه نوعی حل شدن افراد در یک کل مشترک است بصورتی که دست کم در مورد بسیار از هدفها , زندگی فردی هر کس با زندگی و هدفهای گروه آمیخته می‌گردد بنابراین از ویژگیهای گروهای نخستین یکی آنست که در تشکیل طبیعت اجتماعی و آرمانهای فرد سهم مهمی دارند و نیز افراد دارای روابط چهره به چهره و رویاروی می‌باشند که این خود مستلزم محدود بودن اعضاء گروه از سوئی و پایداری روابط از سوی دیگر است . نتیجه این روابط همکاری عاطفی و صمیمانه و کنش متقابل بین اعضاء است .

گروههای نسختین در اجتماعی شدن کودکان نقش بسیار موثری دارند. خانواده , گروههای خویشاوندی , کودکان همبازی در یک محله , گروه همسایگی در جوامع سنتی , از نمونه‌های گروه نخستین قابل ذکرند.

اما گروههای ثانوی شامل گروههایی می‌گردند که در آنها روابط افراد صورت رسمی تر , غیر صمیمانه تر و کم دامنه‌تری دارد . سازمانهای اداری , تجاری , اجتماعی و سیاسی , بر اساس قرار دادها و ضرورتهای خاص اجتماعی بوجود می‌آیند و هدف از تشکیل آنها ایجاد فعالیتها و اقدامات متناسب با مسائل مورد نیاز اعضاء می‌باشد . در این گروهها روابط افراد رسمی و غیر فردی است یعنی کلیه اعضاء با در نظر گرفتن ماهیت هدف گروهی خود ارتباط مناسبی را بین خود و دیگران ایجاد می‌کنند.

در گروه نخستین فعالیت بیشتر شخصی است در صورتیکه در گروه ثانوی شخص نقش کمتری دارد . در گروه نخستین روابط عرفی و غیر رسمی حاکم است در حالیکه فعالیت اعضاء در گروه ثانوی مبتنی بر مقررات وضع شده و ضوابط رسمی است .

در گروه نخستین همکاری مستقیم و خود به خودی و کارها بصورت اشتراکی انجام گرفته و اداره گروه متفق است در حالی که در گروه ثانوی همکاری رسمی و اداره گروه متمرکز است .وجود روابط نزدیک و صمیمانه در میان اعضاء و نخستین سبب می‌شود که اعضاء بیش از گروهای ثانوی قادر به نگهداری و تحکمی یگانگی خود باشند. در جوامع صنعتی کنونی ,برخلاف جوامع کشاورزی قدیمی ,کمتر مجال و فرصتی برای ایجاد روابط نزدیک و صمیمانه فراهم می‌آورند و در نتیجه به اندازه جوامع کشاورزی دارای یگانگی نبوده و اعضاء خود را از دلگرمی و آرامش و صفایی که در جوامع کهنسال وجود داشت بهره‌مند نمی‌سازند.

علاوه بر طبقه بندی "کولی " جامعه شناسان برای طبقه بندی گروههای اجتماعی ملاکهایی ارائه داده‌اند که در زیر بطور خلاصه به آنها اشاره می‌گردد.

·         بزرگ یا کوچک بودن گروه: باین اعتبار می‌توان گروهها را از لحاظ کمی و گسترش آن تقسیم کرد . گروههای کوچک مثل خانواده و بخصوص خانواده هسته‌ای , گروه با ابعاد متوسط و بزرگ مثل حزب یا سندیکا , انجمن های اجتماعی ,سیاسی , مذهبی ,علمی.

·         از لحاظ وظیفه یا هدف: گروه ممکن است تنها دارای یک هدف و یک کارکرد مشخص باشد, مانند یک انجمن ورزشی و یا دارای هدفها و کارکردهای متعددی باشد مثل خانواده .

·         از لحاظ سازمان و تشکیلات: گروه ممکن است دارای سازمان و تشکیلات کاملاً مدرن و توسعه یافته‌ای باشد که در آن تمام روابط از پیش حساب شده است مثل حزب یا اتحادیه کارگری یا کشاورزی و از طرف دیگر گروه ممکن است فاقد سازمان مشخص و مدرن و سازمان یافته‌ای باشد مثل گروههای همبازی

·         از لحاظ میزان صمیمیت: گروههای اجتماعی از لحاظ میزان صمیمیت و غیر رسمی بودن تفاوت‌هایی دارند. در برخی از گروههای اجتماعی صمیمت و همدلی در میان افراد وجود دارد و برخورد بین اعضاء رسمی و مبتنی بر تشریفات نیست در حالیکه در بعضی دیگر روابط رسمی و غیر صمیمی حاکم است مثل سازمانها و موسسات جوامع صنعتی

·         روابط اختیاری , اجباری , اضطراری: گروه ممکن است اختیاری باشد مثل یک انجمن ورزشی یا هنری , اجباری باشد مثل نظام وظیفه و اضطراری باشد مثل تعلق فرد به یک گروه قومی یا نژادی ( در ارتباط با نوع رنگ)

·         کشش طبیعی و کشش سنجیده و حساب شده : فرد یناند تونیس در بحث از اجتماع و جامعه از دو نوع رابطه اجتماعی نام می‌برد که یکی را مبتنی بر کشش طبیعی و دیگری مبتنی بر کشش حساب شده و سنجیده میداند . وی عقیده دارد رابطه‌ای که بین گروههای سنتی جوامع کشاورزی , گروههای خانوادگی , خویشاوندی وجود دارد. بر اساس رابطه‌ای عاطفی , احساسی و خونی استوار است که وی آنرا کشش طبیعی نام می‌نهد , در مقابل کشش طبیعی , روابطی را که حاکم بر جوامع صنعتی است از نوع کشش حساب شده و سنجیده محسوب می‌نماید و عقیده دارد در اینجا مناسباتی که افراد را به هم می‌پیوندد از نوع روابطی است که بیشتر بر اساس سود و زیان و منافع مادی است. تونیس عقیده دارد که روابط نوع اول را در "اجتماع" و روابط نوع دوم را در "جامعه مشاهده می‌نماییم.

·         گروههای مرجع: یادآوری گروهای مرجع یکی دیگر از انواع گروههای اجتماعی است که فرد در سنجش ارزش خود با دیگران آنرا مورد قیاس قرار می‌دهد و یا بعبارت دیگر فرد در قضاوت و در اعمال خود از آن الهام گرفته و آنرا مبنای داوری خود قرار می‌دهد . یکی از جامعه شناسان که برای اولین بار این اصطلاح را بکار بوده است عقیده دارد از آنجا که موقعیت یا منزلت اجتماعی فرد از طریق موقعیت نسبی با افراد دیگر تعریف و توصیف می‌شود بنابراین تصور فرد از مقام و منزلت خود بستگی به گروه خاصی از افراد دارد که وی خود را با آن مقایسه می‌کند و افراد معمولاً ارزشهایی را می‌پذیرند که از گروههای مرجع آموخته باشند.

گروههای مرجع را تحت عنوان گروههای داوری و "گروههای استنادی " نیز نام می‌برند. بعنوان مثال برادران و خواهران بزرگتر گروه داوری یا استنادی برادران و خواهران کوچکتر را تشکیل می‌دهند و نیز استادان و دبیران می‌توانند برای دانشجویان و دانش آموزان بعنوان گروه مرجع یا استنادی تلقی شوند و در مورد نوجوانانی که در کوچه‌های محل خود به بازی فوتبال مشغولند و با حرارت و شوق و ذوق سعی در بکار گرفتن و تلقید تکنیک ها و حرکات اعضاء تیم ملی فوتبال کشور یا یکی از تیم‌های معروف را دارند, گروه استنادی یا داوریشان همان بازیکنان معروف تیم های دیگری است که به آنها تاسی می‌جویند. "رابرت مرتن " نظریه گروههای مرجع را بشکل مدون ترین در آورده است , بدین صورت که گروههای مرجع را به دو دسته تقسیم کرده است , گروههای مرجع مثبت و گروههای مرجع منفی , گروههای مرجع مثبت شامل گروههایی می‌گردند که هنجارهای آنها پذیرفته می‌شود و گروههای مرجع منفی شامل آن دسته از گروههایی می‌گردند که هنجارهایش طرد می‌شود. وی عقیده داشت که مفهوم گروه مرجع ابزار مفیدی برای مطالعه پاره فرهنگ مجرمین محسوب می‌شود.

انسجام یا یگانگی گروهی را با توجه به ویژگیهای گروه اجتماعی می‌توان در ارتباط عوامل مختلفی جستجو نمود که اهم آنها عبارتند از :

·         روابط نخستین : منظور از روابط نخستین روابطی است که مبتنی بر احساسات و عواطف بی شائبه و بی‌ریا بوده و در حقیقت همان روابطی است که گروههای نخستین را بوجود می‌آورد. نوع دوستی بین گروه دانشجویان یک کلاس و روابط نزدیک و صمیمانه بین اعضاء یک خانواده ونیز روابط مبتنی بر احساسات و عواطف شدید بین افراد وابسته به یک مکتب بصورتی که در راه اهداف آن منافع و مصالح شخصی نادیده گرفته شود, از نوع روابط نخستین محسوب می‌شود. بعنوان مثال هیچ عاملی جز دوستی‌های بی‌شائبه و بر کنار از اهداف مادی , همکلاسان را در یک موسسه آموزشی به یکدیگر ارتباط نمی‌دهد و بهمین دلیل است که دوستی‌های نشأت گرفته از روابطی این چنین صمیمانه و نزدیک باشد گروه از یگانگی بالاتری برخوردار است تا آنکه فی المثل اهداف مادی مبنای تشکیل گروه باشد.

·         محدودیت ابعاد گروه : یکی دیگر از عوامل مرتبط با یگانی گروهی کوچکی ابعاد گروه است بدین معنا که هر چه گروه از تعداد کمتر عضو تشکیل شده باشد, از تشکل و یگانگی بیشتری برخوردار است البته این بدان معنی نیست که گروههای با ابعاد بزرگ فاقد یگانگی گروهی می‌باشند بلکه می‌توان گفت که معمولاُ گروههای کوچک بدلیل آنکه به سهولت قابل کنترل بوده و خرده گروههای کمتری را شامل می‌گردد اعضاء زودتر به تفاهم رسیده و از یگانگی بیشتری برخوردارند در حالیکه در گروههای بزرگ نیز گاه با تکیه بر مبانی ایدئولوژیکی استوار و قوی امکان برخورداری از یگانگی شدید گروهی نیز وجود دارد در گروههای کوچک روابط متقابل افراد نیز محدود است و با توسعه گروه و افزایش تعداد اعضاء ,روابط متقابل به صورت تصاعدی افزایش می‌یابد فی المثل در یک گروه دو نفری تنها دو رابطه متقابل اجتماعی دیده می‌شود و در یک گروه سه نفری تعداد روابط متقابل سه برابر می‌گردد و به همین ترتیب در یک گروه چهار نفری روابط متقابل اجتماعی به دوازده رابطه متقابل می‌رسد.

·         تجانس فرهنگی:تجانس فرهنگی از عوامل دیگری است که با یگانگی گروهی ارتباط مستقیم دارد تجانس فرهنگی را می‌توان در ارتباط با ملاکهای مختلفی مورد بررسی قرار داد: طبقه اجتماعی, خرده فرهنگهای قومی، زبانی ، عقیدتی ، شغل و سطح تحصیلات را می‌توان از جمله این ملاکها محسوب نمود.

در توجیه ملاکهای فوق می‌توان مثالهای مختلفی ارائه نمود از جمله اینکه گروههای متشکل از اعضاء خرده فرهنگهای قومی یا زبانی و اعضاء یک قشر یا طبقه اجتماعی بدون شک دارای یگانگی یا انسجام و دوام بیشتری هستند تا گروههایی که در ارتباط با هدف یا اهداف خاصی از خرده فرهنگها یا قشرهای اجتماعی مختلف عضو گیری نموده‌اند.




 

سوالات

 

1-    منظور از گروه اجتماعی چیست؟

2-   چهار صفت مشترک گروه اجتماعی را بنویسید؟

3-   تعریف گروه اجتماعی را از  دیدگاه گورویچ ؟

4-  ویژگیهای گروه اجتماعی را نام ببرید؟

5-   انواع گروههای اجتماعی را نام برده و یکی را به دلخواه توضیح دهید ؟

6-  عوامل موثر در گروه را نام برده  و یکی را به دلخواه توضیح دهید ؟

7-   یک انجمن ورزشی جزء کدامیک از گروههای زیر است :

الف – اختیاری                                                                                                                                                  ب – اجباری                                                                                     ج – اضطراری                                                                                  د- هیچکدام

8 – کدامیک از گزینه ها خصوصیت گروه نخستین می باشد:

الف – در این گروه فعالیت بیشتر شخصی است                                                                  ب – در این گروه شخص نقش کمتری دارد

ج – در این گروه روابط عرفی و غیر رسمی حاکم نیست                                                                                                  د – فعالیت اعضاء مبتنی بر مقررات وضع شده است

9 -  کدامیک جزء گروههای ثانوی است :

الف  - خانواده                                                     ب – سازمانهای اداری                                          ج – گروههای خویشاوندی                                                                                     د- هیچکدام

10 -  طبقه بندی گروههای اجتماعی به دوسته گروهها ی نخستین و ثانوی متعلق به چه کسی است :

الف – گورویچ                                                                                                      ب – لیند                                                         ج – چارلز کولی                                                                                 د  - چینوی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 16:49  توسط aghajani  | 

فرهنگ

فرهنگ

 جناب آقای غلامرضا یمینی

سحر هفته خانگی

شادی خزایی

زینب زارع

نرگس انهاری

 

رشته حسابداری - مقطع کارشناسی

مهر ماه سال 1388

فهرست :

•         تعریف فرهنگ

•         تعاریف دیگر فرهنگ

•        ویژگی های فرهنگ

•         بحث های مربوط به فرهنگ

•         فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی

•         فرهنگ مادی

•         فرهنگ معنوی

•         فرهنگ عام

•         فرهنگ خاص

•        خرده فرهنگ

•         فرهنگ پذیری

•         فرهنگ ایرانی

•         مبادله فرهنگی

•         تهاجم فرهنگی

•         خود باختگی

•         ضربه فرهنگی

•         گوناگونی فرهنگ ها

•         رابطه فرهنگ و جامعه

•         منابع و ماخذ

تعریف فرهنگ :

فرهنگ ، مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنیها ، اعتقادات ، هنرها ، اخلاقیات ، قوانین ، عادات و هرگونه توانایی دیگری است که به وسیله انسان بعنوان عضوی از جامعه کسب شده است .

 

 

 

 

تعاریف دیگر فرهنگ :

رالف لینتون فرهنگ را ترکیبی از رفتار مکتب می داند که به وسیله اعضاء جامعه معینی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و میان افراد مشترک است .

 

ویژگی های فرهنگ :

* تفکر و قدرت یادگیری

* تکلم

* تکنولوژی

* اجتماعی بودن ( زندگی گروهی )

 

 

بحث های مربوط به فرهنگ :

* فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی

* فرهنگ عام

* فرهنگ خاص

* خرده فرهنگ

* فرهنگ پذیری

فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی :

 

اگر فرهنگ را به معنای کوشش های انسان برای ارضاء نیازهای خود و غلبه بر طبیعت بدانیم آنگاه می توانیم آن را به دو قسمت فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی تقسیم کنیم .

 

 

فرهنگ مادی :

شامل اشیاء قابل لمس است مثل مسکن ، وسایل زندگی ، اتومبیل ، ماشین آلات

فرهنگ معنوی :

در عناصر فرهنگ آنچه را که مادی نیست معنوی گویند مثل هنر ، زبان ، ادبیات ، فلسفه ، سیاست ، افکار و عقاید ، نحوه فکر و استدلال قوانین و علوم در این زمینه جای می گیرند .

فرهنگ معنوی بدنه اصلی یک فرهنگ ملی است . همین بدنه است که قدرت روحی و نیروی حیاتی یک ملت را مشخص می کند . همین بدنه است که باید با دل و جان در نگهداشت آن کوشید ، زیرا فرهنگ معنوی نقطه تعالی و فرازگاه حیات ملی است .

فرهنگ عام :

فرهنگ عام را می توان به نشانه میراث اجتماعی بشر تلقی کرد و به همین دلیل مجموعه ویژگی های اساسی فرهنگ انسانی که جامعه انسانی را با اجتماعات حیوانی از هم متمایز می نماید بعنوان فرهنگ عام محاسبه
می کنیم . تکلم و تفکر ، اندیشه ورزی ، ابزارسازی و خصوصاً اجتماعی زیستن که با نهادهای اجتماعی ، سازمان ها و تشکیلات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی مشخص می گردد از جمله عناصر اصلی سازنده فرهنگ
 بشری اند که در تمام جوامع اعم از جوامع توسعه یافته و توسعه نیافته وجود دارد . به همین جهت فرهنگ انسانی که مشترک بین کلیه جوامع بشری است ویژگی هایی را می توان برشمرد که هیچ یک را نمی توان در حیوانات مشاهده نمود .

فرهنگ خاص :

فرهنگ خاص را می توان میراث اجتماعی جامعه مشخصی دانست که مربوط به محدوده جغرافیایی یا ایدئولوژیک معینی است بعنوان مثال فرهنگ ایرانی یا فرهنگ اسلامی .

 

 

خرده فرهنگ  :

فرهنگ های قومی ، قبیله ای ، ناحیه ای ، گروه های زبانی یا اقلیت های مذهبی و نیز فرهنگهای ویژه و فرعی ، گروههای شغلی ، طبقات ، قشرهای موجود در یک کشور را خرده فرهنگ تشکیل گردید . که هر کدام در عین داشتن ویژگی های خاص خود با فرهنگ کلی جامعه مبانی مشترک دارند .

فرهنگ پذیری :

تطابق یا هم خوانی عمیق فرد با هنجارها و موازین فرهنگی یک جامعه را فرهنگ پذیری می گویند .

فرهنگ پذیری یا جریانی را که طی آن فرد فرهنگی می شود می توان به دو دسته تقسیم کرد :

 

 1- یک سویه

 

                                  مهاجرت های بین المللی 

 2- دو سویه                برخوردهای تاریخی

                                  سلطه استعمارگران بر مستعمران

فرهنگ ایرانی :

عوامل اصلی شکل گرفتن فرهنگ ایران را می توان در امپراطوری پارس ها ، دوره ساسانیان ، سلطه اعراب ، حملات مغول و دوران صفوی دانست .

      افغانستان ، تاجیکستان ، ترکمنستان ، آذربایجان ، گرجستان و همچنین کردهای عراق و ترکیه و پاکستان همگی کم یا زیاد گوشه ای از فرهنگ ایران را بر ارث برده اند .

 

در مجموع می توان عناصر فرهنگ ایران را که فراتر از مرزهای جمهوری اسلامی ایران است را به اختصار چنین برشمرد :

 

 * زبان پارسی که مهم ترین شاخه فرهنگ ایرانی است .

 * اعیاد اصلی از جمله نوروز و شب یلدا

 * شخصیت های اسطوره ای از جمله رستم و اسفندیار و ...

 * ساطیر تمثیلی همچون دیو ، سیمرغ و ...

 * علم و هنر

 * معماری ایرانی

 * دین اسلام و به خصوص مذهب تشیع

مبادله فرهنگی :

مبادله فرهنگی انتقال معانی فرهنگی به طور ارادی و گاه با برنامه ریزی فرهنگی
 است ، چنان که هر نظام فرهنگی عناصری از فرهنگ های دیگر را می پذیرد . این مبادله در
حوزه هایی انجام می پذیرد که هر نظام فرهنگی آن را مجاز می شمارد . این انتقال فرهنگ دو طرفه است . به این معنی که در آن ارزش ها و هنجارها رد و بدل می شود .

تهاجم فرهنگی :

    تهاجم فرهنگی به معنی انتقال معانی میان نظام های فرهنگی بدون رضایت دو  طرفه است ، به عبارت دیگر اگر یک نظام فرهنگی ، ارزشهای خود را با استفاده   از قدرت برنظام دیگری تحمیل کند تهاجم فرهنگی صورت می گیرد .

     در تهاجم فرهنگی ، ارزشهای اصلی هر نظام مورد تردید قرار می گیرد و به مرور زمان نظام های ارزشی و فرهنگی از بین می روند .

     فرهنگ های مهاجم معمولاً برای تضعیف و آسیب پذیر کردن فرهنگ دیگری از روش های جوسازی بهره می‌برند. در ایران غرب زدگی را عموماً نمونه ای از آسیب پذیری در برابر تهاجم فرهنگی تلقی کرده اند .

خود باختگی :

خودباختگی یا از خود بیگانگی حالت روانی است که ممکن است در یک نفر یا یک گروه ( سطح جامعه ) به وجود بیاید در این حالت فرد خود را بی ارزش می داند . در نتیجه ارزش ها و هنجارهای خود را بی اعتبار می شمارد . بنابراین سعی می کند ارزش ها و هنجارفرد دیگری ( با گروه دیگر ) را که از نظر او کامل و آرمانی هستند را بدون تفکر، پذیرا باشد .

 

ضربه فرهنگی :

نقل و انتقال فرهنگ از کشوری به کشور دیگر ، موجب به وجود آمدن سردرگمی ، گیجی و هیجانات جدید می شود که آن را ضربه فرهنگی می نامیم .

این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیکر ما به وجود آمده که جز گیجی و بی هویتی پی آمد آن چیزی نفهمیدیم . بعنوان مثال : این روز ها بیشتر مردم برگزاری جشن ها و مناسب های خارجی را نشانه تمدن و فرهنگ می بینند .

گوناگونی فرهنگها :

فرهنگ هر جامعه منحصر به فرد و شامل ترکیبی از ارزش ها و هنجارهایی است که در جایی دیگر نمی توان یافت دامنه گوناگونی فرهنگی چنان گسترده است که حتی درک و فهم شیوه زندگی و ساخت روانی نیاکان ما در جامعه خومان نسبتاً مشکل است .

فرهنگ همچون پدیده ای اجتماعی ، یک کلیت  تاریخی دارد که دو جنبه شاخص دارد .

اول : توسعه و استمرار آن در طول زمان با حفظ سنن فرهنگی

دوم : رابطه و نسبت تجزیه ناپذیر «تفکر»، «زبان» و«خط» می باشد.

رابطه فرهنگ و جامعه :

فرهنگ راه و روش زندگی است که افراد یک جامعه هم با هم آن را فرا
گرفته اند و در پیروی از آن سهیم و شریک هستند . پس جامعه یعنی مردم و فرهنگ یعنی رفتار حرام

منابع و ماخذ :

•    1.  تورسون،اکبر."کتاب در قرینه تمدن". فصلنامه کتاب؛دوره اول،ش.اول،دوم،سوم و چهارم،تابستان،پاییز و زمستان1369.

•        2.  داداش زاده،صفر. "نقش کتابخانه ها در توسعه فرهنگ" تهران: نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، 1383.

•        3.  رنجبر،محمود. "مردم شناسی با تاکید بر فرهنگ مردم ایران". تهران: انتشارات دانش آفرین، 1380.

•        4.  روکزبرو،یان."جامعه شناسی توسعه".ترجمه مصطفی ازکیا.تهران:نشر توسعه،1370.

•    5.   ریاحی، محمد اسماعیل. "بررسی جامعه شناختی رابطه متقابل کتابخانه و جامعه". نشریه کتابداری؛ سال سی و چهارم، دفتر سی و چهارم،1379.

•        6.  سالاری، محمود. ”نقش خدمات کتابخانه ها در توسعه پایدار".کتابداری و اطلاع رسانی.ج.5؛ش.1،1381.

•    7.   ستاد برگزاری هشتمین نمایشگاه بین المللی اطلاع رسانی و فرهنگ: پژوهشگاه فرهنگ  "نقش اطلاع رسانی در توسعه فرهنگی(مجموعه مقالات)". تهران: خانه کتاب، 1380.

•        8. شبلی،خالد."مدیریت تحقیق و توسعه".تهران:سازمان مدیریت صنعتی،1375.

•        9.   صافی،قاسم."تاثیر کتابخانه های عمومی در گسترش فرهنگ مطالعه". نشریه کتابداری؛ سال سی و چهارم، دفتر سی و چهارم،1379.

•    10.  صافی،قاسم."راهنمای گرایش و افزایش میزان مطالعه در کتابخانه های عمومی". نشریه کتابداری؛ سال سی و چهارم، دفتر سی و پنجم،1379.

•    11. عریان،سعید."کتاب و کتابت در ایران باستان". فصلنامه کتاب؛ دوره اول،ش.اول،دوم،سوم و چهارم،تابستان،پاییز و زمستان1369.

•        12.    فاجرلیند،اینجمار." تعلیم و تربیت و توسعه ملی".ترجمه مهدی سجادی.قم:انتشارات تربیت،1370.

•        13.  مرادی، نور الله."نقش کتاب در توسعه فرهنگی". فصلنامه کتاب؛دوره اول؛ش.اول،1369.

•        14.  مزینانی،علی. "کتابخانه و کتابداری".تهران:سمت،1383.

•    15. مکتبی فرد، لیلا. "نقش کتابخانه های عمومی در تحقق اهداف فرهنگی برنامه های توسعه ای ایران1368-1383"فصلنامه کتاب؛دوره هفدهم،ش.دوم،تابستان1385.

•    16. منصوری، جواد. "فرهنگ استقلال". تهران: دفتر مطالعات سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، 1370.

•        17.  نجاتی حسینی،محمود."اطلاع رسانی و فرهنگ". تهران: خانه کتاب، 1379.

سوالات تستی :

1- چه کسی در تعریف فرهنگ می گوید فرهنگ ترکیبی از رفتار مکتب است که به وسیله اعضا جامعه از نسلی به نسل بعد منتقل می شود ؟

الف -  لینتون                        ب- ادوارد تایلور    

ج- مالینو فسکی                   د – ادوارد ساپیر

 

2- کدام فرهنگ مربوط به محدوده جغرافیایی یا ایدئولوژیک معینی است ؟

الف -  خرده فرهنگ           ب- فرهنگ خاص        

ج- فرهنگ عام                  د – هیچکدام

 

3- چه عاملی ارزش های اصلی هر نظام را مورد تردید قرار می دهد و به مرور زمان
نظام های ارزشی را از بین می برد ؟

الف -  ضربه فرهنگی         ب- تهاجم فرهنگی          

ج- الف-ب                       د – هیچکدام

 

4- چه عاملی باعث می شود فرد یا گروه خود را بی ارزش دانسه و ارزشهای گروه های دیگر را بدون تفکر بپذیرد ؟

الف -  مبادله فرهنگی        ب- ضربه فرهنگی  

ج- خودباختگی                  د – گوناگونی فرهنگها

5- نقل و انتقال فرهنگ از کشوری به کشور دیگر باعث سردرگمی می شود را چه
می نامند ؟

الف – فرهنگ پذیری        ب- ضربه فرهنگی    

ج- تهاجم فرهنگی                  د – هیچکدام

 

6- مهاجرت بین المللی و برخورد تاریخی اقوام جز کدام دسته اند ؟

الف – فرهنگ پذیری        ب – فرهنگ یکسویه       

ج- فرهنگ دو سویه               د – هیچکدام

 

7- مجموعه ویژگی هایی که فرهنگ انسانی را از حیوانی متمایز می کند چه می نامیم ؟

الف -  فرهنگ عام           ب- فرهنگ خاص       

 ج- خرده فرهنگ                 د – الف – ب

 

8- چه کسی جامع ترین تعریف را از فرهنگ بیان کرده است ؟

الف -  ادوارد تایلور             ب- لینتون     

ج- مالینوفسکی                   د – هیچ کدام

9- فرهنگ پذیری یکسویه مربوط به کدام گروه است ؟

الف -  جوانان                 ب- کودکان       

ج- همه افراد                 د – الف – ب

 

10- کدام یک از موارد زیر در عین داشتن ویژگی های خاص با فرهنگ کلی جامعه نیز مبانی مشترکی دارند ؟

الف -  فرهنگ قومی      ب- خرده فرهنگ     

ج- فرهنگ زبانی                 د – فرهنگ خاص

 

11- تطابق با همنوایی عمیق فرد با هنجارها و موازین فرهنگی یک جامعه
 را ................................ می گویند .

12- فرهنگ ............................... شامل اشیا قابل لمس است مثل مسکن ، وسایل
زندگی .

13- ................................. بدنه اصلی یک فرهنگ ملی است که نیروی حیاتی یک ملت را مشخص می کند .

14- تهاجم فرهنگی به معنی انتقال معانی میان ................................... بدون رضایت دو طرفه است .

15- ................................. انتقال معانی فرهنگی به طور ارادی و گاه با برنامه ریزی فرهنگی است .

9- فرهنگ پذیری یکسویه مربوط به کدام گروه است ؟

الف -  جوانان                 ب- کودکان       

ج- همه افراد                 د – الف – ب

 

10- کدام یک از موارد زیر در عین داشتن ویژگی های خاص با فرهنگ کلی جامعه نیز مبانی مشترکی دارند ؟

الف -  فرهنگ قومی      ب- خرده فرهنگ     

ج- فرهنگ زبانی                 د – فرهنگ خاص

 

11- تطابق با همنوایی عمیق فرد با هنجارها و موازین فرهنگی یک جامعه
 را ................................ می گویند .

12- فرهنگ ............................... شامل اشیا قابل لمس است مثل مسکن ، وسایل
زندگی .

13- ................................. بدنه اصلی یک فرهنگ ملی است که نیروی حیاتی یک ملت را مشخص می کند .

14- تهاجم فرهنگی به معنی انتقال معانی میان ................................... بدون رضایت دو طرفه است .

15- ................................. انتقال معانی فرهنگی به طور ارادی و گاه با برنامه ریزی فرهنگی است .

 

 

 

 

جواب سوالات تستي  :

 

1- الف          2- ب         3- ب           4- ج          5- ب  

 6- ج           7- الف        8- الف        9 - ب         10- ب   

 

11- فرهنگ پذیری       12- مادی

13- فرهنگ معنوی        14- نظام های فرهنگی

15- مبادله فرهنگی

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 16:47  توسط aghajani  | 

خانواده و خویشاوندی

 

به نام خدا

مبانی جامعه شناسی

فصل نهم   با عنوان خانواده وخویشاوندی

 

تعریف خانواده:

 

خانواده عبارت است از گروهی از افراد که میان آنها روابط خویشاوندی برقراراست ودر مکان واحدی زیست می کنند وتغذیه مشترک دارند.

این گروه درجوامع امروزاز پدر،مادروفرزندان تشکیل میگردد.

تعریف خانوار :

تعدادی افراد را گویند که زیر یک سقف زندگی می کنندودور یک سفره غذا می خورند،صرفنظر از نوع رابطه ای که میان آنها وجود دارد.

سرشماری عمومی ایران برای خانوار دوشرط اساسی دارد.

1-داشتن اقامتگاه معمولی مشترک

2-هزینه اقتصادی مشترک

خانواده در میان حیوانات

در میان بسیاری از حیوانات ما به تشکیلات خانوادگی بر می خوریم اما خانواده حیوانی صرفاجنبه غریزی دارد وحال آنکه خانواده انسانی تنها عهده دارتولید مثل نیست ،بلکه در آن پرورش شخصیت واجتماعی کردن کودکان نیز مطرح است.در خانواده انسانی قوانین اخلاقی واحساسات وعواطف عالیه برقراراست.

خاستگاه خانواده :

یعنی چگونگی پیدایی واشکال ابتدایی خانواده

هگل می گوید :خانواده اولین گروه طبیعی است.به عقیده روسوخانواده قدیمی ترین جامعه واولین نمونه اجتماعات سیاسی است .جامعه شناسان ،خانواده را هسته اولیه جامعه می دانند ومعتفدندکه خانواده مبدا تشکیل سازمانهای اجتماعی بوده است.به نظر می رسدکه اولین واحد اجتماعی خانواده بوده که به تدریج توسعه یافته وبه شکل واحدهای بزرگ تری چون قبیله ،طایفه،جامعه روستایی،جامعه شهری وبالاخره جامعه ملی درآمده است .

قدیمی ترین وساده ترین شکل خانواده گروه وسیع خانوادگی است که کلان نامیده می شود.

تطور خانواده وانواع آن:

شکل خانواده در دوران تاریخ همواره در تغیر بوده است.همانگونه که گفته شد،قدیمی ترین شکل آن به صورت کلان بوده است .که برخلاف خانواده امروزی اشتراک درخون افراد را به هم پیوند نمی داد.در دنیای امروز خانواده براساس ازدواج تشکیل می شود که پدید آورنده رابطه همخونی واقعی است.

خانواده هسته ای (زن وشوهری ):

خانواده در دنیای امروز به زن وشوهر و فرزندان محدود گردیده است.از ویژگیهای خانواده امروز کوچکی بعد آن است .یعنی تعداد افرادآن کم ومحدوداست.زیرافرزندان پساز زناشویی ودرپاره ای مواردفبل ار ازدواج خانه پدری را ترک می کنند.در خانواده هسته ای امروز به پرورش شخصیت کودک وپیشرفت اجتماعی او توجه می شود،درنتیجه تمایل به داشتن فرزندان متعددکمتراست.زن بااشتغال به کار از استقلال بیشتری برخورداراست.این امر در پاره ای موارد آشفتگی هایی دردرون خانواده به وجودمی آوردوسبب نااستواری وازهم پاشیدگی آن می شود

جمشیدبهنام یکی از جامعه شناسان ایرانی براساس ملاک های زیر خانواده زن وشوهری شهری رابه سه نوع تقسیم میکنند.

ملاک ها:

1-طرزانتخاب همسروتعدادهمسر2-میزان وابستگی به شبکه خویشاوندی

3-اهمیت نقش زن ومرد   4-بعد خانواده

انواع خانواده زن وشوهری :

1-خانواده مستقل زن وشوهری (نوع اول)

2-خانواده مستقل زن وشوهری(نوع دوم)

3-خانواده زن وشوهری مهاجر

ویژگیهای خانواده زن وشوهری (نوع اول)

شغل رئیس خانواده درکارهای بالاومتوسط اداری یامشاغل آزاداست ملاک تعلق به این نوع خانواده بیشترتحصیلات است تادرآمدومعمولا

تحصیلات بالاتراز دیپلم است وهمسررئیس خانواده تحصیلات درهمین حدوددارد درانتخاب همسرآزادی وجوددارد.زن به ابرازشخصیت علاقمنداست ودرامورخانوادگی زن ومرد،مشترکاتصمیم می گیرند و همین مطلب موجب بروز اختلاف بیشتروشایدهم جداییهای بیشتری نسبت به سایرانواع خانواده می شود.تعدادفرزندان وچگونگی تربیت آنها از مسائل اصلی وحساس خانوادگی است.

ویژگیهای خانواده زن وشوهری (نوع دوم):

رئیس خانواده درخدمات اداری پایین یاخدمات بازرگانی کارمیکندگاهی نیزصاحب صنعت دستی یاکارگرماهراست.تحصیلات رئیس خانواده پایین ترازدیپلم است.همسراوکمتردرخارج ازمنزل کارمی کند.مردبرتری کامل خودرادرمحیط خانواده حفظ می کند،تصمیمات مهم رامی گیردوزن مطیع است.خانواده موافق داشتن اولادزیاداست.واعتقادات مذهبی وآداب

ورسوم به این امرکمک می کند.

ویژگیهای خانواده زن وشوهری مهاجر:

این نوع خانواده بیشترازمهاجرین روستاهایاشهرکهاتشکیل می شود که ازچند سال پیش درشهرهای بزرگ زندگی می کنند.ازلحاظ اجتماعی وهم ازلحاظ مکانی می توان آنهارا((حاشیه نشین ))نامید.

رئیس خانواده درخدمات جزءیابه عنوان کارگرغیرماهردربعضی صنایع (خصوصاصنایع ساختمانی)مشغول کاراست.مرد اغلب بیسواداست ودر

امورخانوادگی برتری کامل خودراحفظ کرده است،مسکن فقیرانه است و گاهی چندخانواده به صورت جمعی زندگی می کنند.

خانواده گسترده:

خانواده گسترده خانواده ای است که براساس بستگیهای نسبی وسببی استواراست وشامل چندگروه خونی وچند گروه زناشویی است.

خانواده گسترده فرزندان خودراپس ازازدواج درخودجای می دهدو گسترش آن نیزبه همین لحاظ است.ممکن است چندنسل زیریک سقف ودر یک خانه مشترک زندگی کنند.وبیشتراختصاص به جوامع مبتنی بر اقتصادکشاورزی وشبانی دارد.پدرنقش اصلی رادرتربیت فرزندان به عهده دارد،دایره همسرگزینی محدودوتعهدات اجتماعی زیاد است.

غالبافرزندان دنبال شغل پدر رامی گیرند.

لوپله جامعه شناس فرانسوی ،درارتباط باتاثیرعوامل جغرافیایی ومحیطی تقسم بندی ازخانواده ارائه داده است.

1-خانواده پدر سالاری:

یعنی خانواده ای که درآن پدرقدرت تام ومطلق رادارد وفرزندان حتی پس ازازدواج نیزتحت حمایت خانواده هستند.دراین خانواده رعایت فرمان وامربزرکترهاواحترام به سنت گذشتگان،قانون اصلی است.دراین خانواده وشخصیت فرددرخانواده مستحیل شده است وبنابراین تصمیم برعهده خانواده است نه فرد.

2-خانواده شخصیت پرور:

خانواده ای است که درآن به دلیل انزوای جغرافیایی وویژگیهای محیطی،

شخصیت فردی ودموکراسی اهمیت می یابد وبنابراین دیگردرآن اطاعت محض وکورکورانه وسنت پرستی خانواده پدرسالاری دیده نمی شود.این خانواده ها درمناطقی پامیگیرندکه ازلحاظجغرافیایی کاملابانواحی استپی متفاوت است وامکان تشکیل جوامع وسیع وجودندارد.

3-خانواده ناپایدارومتزلزل:

نوع سوم رالوپله خانواده ناپایدارومتزلزل نامیده است،یعنی خانواده ای که نه افرادرابرطبق آداب نیاکان پرورش میدهد ونه به کودکان حس استقلال واتکا به نفس می دهد.

شبکه خویشاوندی :

خویشاوندی مجموعه ای است ازپیوندهاکه به دلیل قرابت نسبی وسببی،یا رضاعی بین عده ای ازافرادبه وجودمی آیدوموجب تعهدومسئولیت افراد نسبت به یکدیگرمی گرددوشبکه ای رابه وجودمی ایدکه ازقدرت زیادی برخوداراست.

درایران به طورکلی ازسه نوع خویشاوندی به شرح زیرمی توان سخن به میان آورد:

1-خویشاوندی نسبی:

نوعی خویشاوندی است که آن راقرابت خونی نیزمی گویند.پیوندوالدین با فرزندان خودونیزبین برادران وخواهران و...ازاین نوع محسوب میگردد.

2-خویشاوندی سببی:

این نوع خویشاوندی به دلیل ازدواج به وجود می آید.کلیه افرادی که از طریق زناشویی بایکدیگرارتباط پیدامیکنند.

3-خویشاوندی رضاعی:

نوعی خویشاوندی است که به دلیل هم شیربودن دونفرایجادمی گرددکه البته ازلحاظ شرعی شرایطی است وازدواج بین دختروپسری که ازیک مادرشیرخورده باشندبه همین دلیل ممنوع است.

درایران خویشاوندی نسبی ازدونوع خویشاوندی دیگراهمیت بیشتری داردوبه ویژه ازدواجهای درون گروهی موجب گسترش شبکه خویشاوندی می گردد.                                                                                                                                    

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 16:46  توسط aghajani  | 

آنچه جامعه را به فقير و غني تقسيم مي کند-قشربندی و نابرابری

نام درس :جامعه شناسی

نام استاد راهنما :غلامرضا یمینی

موضوع تحقیق :  آنچه جامعه را به فقير و غني تقسيم مي کند

نام گردآورندگان : شیرین شریفی- لیلا شریفی- مینا حسین پناه – اکرم حاجی آقاجانی

 

 

 

 

نگاهي به مولفه هاي اجتماعي فقر

 

 

    (1) فقر عبارت از ناتواني انسان در فراهم آوردن نيازهاي بنيادي خود جهت رسيدن به يک زندگي آبرومندانه و شايسته مي باشد.اين تعريف به مفهوم عبارت "آبرومندانه و شايسته" بستگي دارد، زيرا اين مفهوم را فقط ميتوان در قالب قضاوت هاي فردي و محيطي شناسائي کرد و ترديدي نيست که در هر اجتماع و از هر ديدگاه  تعريف متفاوتي از آن را مي توان ارائه داد. فقر مفهوم مخالف ثروت است، يعني فقير كسي است كه ثروتي از آن خود ندارد. اين نكته ساده و بديهي در بسياري از موارد در مباحث مربوط به فقر مورد غفلت قرار مي‌گيرد به طوري كه برخي راهكارهاي مقابله با فقر طوري ارائه مي‌شود كه توليد ثروت در آن جايي ندارد، انگار بدون دست يافتن به ثروت مي‌توان فقر را از ميان برداشت.

     (2) شکاف عميق در توزيع درآمد به طوري که منجر به پيدايش دو گروه عمده فقير و غني در جامعه گردد، يکي از مهم ترين و موثرترين مولفه هاي فقر است. در شرايط توزيع نابرابر درآمد، رابطه محسوسي بين تلاش افراد و نتيجه تلاش آنها براي کسب درآمد و رفاه بيشتر وجود نخواهد داشت. به عبارت ديگر، در اين شرايط بازدهي تلاش افراد، وابسته به آموزش ها و يادگيري هاي قبلي او و يا ميزان انباشت سرمايه هاي انساني و مالي او نيست و گروهي از افراد جامعه مي توانند با دسترسي به موقعيت هاي مناسب و بهره مندي از امتيازات انحصاري، بخش هاي عمده اي از منابع جامعه را به خود اختصاص داده و سهم ناچيزي را براي گروه گسترده اي از مردم بجا مي گذارند. نقش طبقه متوسط که از قرون گذشته تاکنون از آن به عنوان طبقه مفيد و متعادل کننده ياد شده، در جهان سوم قابل توجه نيست. (3)در واقع طبقه متوسط در کشورهاي جهان سوم، از هماهنگي و سازمان مناسب برخوردار نيست، اين طبقه نيز (4)به دو طبقه تقسيم مي شود. آنها که از درآمد بالاتر برخوردار هستند، به سرعت به سمت طبقات بالاي جامعه حرکت مي کنند،غذا, محل سکونت و ديگر عادات و رسوم گروههاي پر درآمد جامعه را تقليد مي کنند.آن دسته از طبقه متوسط که درآمد اندکي دارند, گرايش به سوي طبقات پايين جامعه دارند. بدين گونه نقش و جايگاه طبقه متوسط در جوامع در حال توسعه اندک است. واکنش طبقات بالا نسبت به فقر و بدبختي طبقه پايين, جز اعمال خودخواهانه و سودجويانه چيز ديگري نيست. گروه هاي تهيدست از وضع موجود ناراضي هستند اما در اين که بتوانند راه فرار از آن را بيابند ترديد دارند،(5) زيرا علي رغم اشتراک در هدف از وحدت کافي برخوردار نيستند. حتي علاقه به راه حل هاي فردي در آنها بيشتر وجود دارد. به علاوه اين گروه ها فاقد امکانات کافي براي مبارزه هستند. اتحاديه ها و موسساتي که از آنها نمايندگي مي کنند و يا در راه رفاه و کسب حقوق شان تلاش کنند، وجود ندارند. تجارب برخي کشورها نشان داده که وجود چنين نهادهايي تا حد قابل توجهي از نابساماني هاي موجود کاسته است. گروه هاي حاشيه نشين و محلات پايين شهري زماني که در مبارزه خويش ناموفق باشند، به سوي بي ا هميتي، بي تحرکي و چه بسا جرم و جنايت کشيده مي شوندعده اي توزيع ناعادلانه در آمد را به دليل عدم (6)وجود نظام مالياتي صحيح مي دانند. اين اعتقاد بر آن است که ماليات غير مستقيم يا ماليات بر مصرف و فروش، سهم اندکي از درآمدهاي ماليات را شامل مي شود و ماليات مستقيم يا ماليات بر درآمد، ثروت، اجاره و... که در اغلب کشوهاي توسعه يافته سهم عمده اي از درآمدهاي اين کشورها را به خود اختصاص داده، در کشورهاي توسعه نيافته سهم اندکي دارند و به عبارت ديگر، در کشورهاي توسعه نيافته عدم نظام منظمي که امکان اخذ ماليات را از ثروتمندان، تجار، صاحبان زمين و املاک و... هموار نمايد، موجب شده است که سهم ماليات از کل درآمد اين کشورها اندک بوده و عمدتا به درآمدهاي نفتي متکي باشند. به گزارش فارس يکي ديگر از عوامل مهم در کسب درآمد، (7)نوع شغل است. نتايج مطالعات بر اساس 9 گروه شغلي در روستا و تفاوت بين درآمد اين مشاغل در شهر و روستا نشان مي دهد که مهم ترين عامل نابرابري درآمد در مشاغل مختلف روستايي مربوط به مالکيت زمين است. درآمد مالکان زمين با درآمد ساير مشاغل در روستا بسيار متفاوت است. عامل دوم، نابرابري ها متقابل بين شهر و روستاست. از جمله عواملي که در کسب درآمد و توزيع آن موثر است، ميزان اشتغال و مهارت نيروي کار است. اطلاعات مربوط به سطوح درآمدي و اشتغال نشان مي دهد که(8) رابطه مستقيمي بين بيکاري و گروه  هاي درآمدي وجود دارد. حدود 48 درصد خانوارهاي (شهري و روستايي) خانوارهايي هستند که هيچ عضو شاغلي ندارند. به تدريج که از گروه هاي کم درآمد به سمت گروه هاي پر درآمد حرکت مي کنيم، سهم خانوارهاي بدون فرد شاغل کاهش مي يابد. علت اينکه گروه هاي پر درآمد بدون فرد شاغل تعريف مي شوند آن است که اولا، (9)اين خانوارها بسيار محدود هستند و ثانيا اين خانوارها، خانوارهايي هستند که با درآمد حاصل از دارايي، امرار معاش مي کنند و لزوما فقير تعريف نمي شوند. ولي نسبت آنها بسيار کم است.

 

نبود نظام  حمايتهاي اجتماعي

     (10) در بسياري از کشورهاي جهان سوم، برنامه هاي حمايتي از توليدکنندگان، مصرف کنندگان و افراد بسيار فقير که قدرت برآوردن نيازهاي خود را ندارند، وجود ندارد و يا کم رنگ است. بخش اعظم افراد جامعه نياز دارند که براي تامين نيازمندي هاي مصرفي شامل مواد غذايي، مواد سوختي، آموزشي، مسکن و... مورد حمايت قرار گيرند. سرمايه گذاران در برابر ريسک هاي سرمايه گذاري، بدون پشتوانه مي مانند. کشاورزان در قبال نابودي محصولات خود بر اثر آفت و بلاياي طبيعي و فقدان بازار مناسب و نبود صنايع تکميلي و تبديلي و سردخانه اي احساس ناامني مي کنند. چنين وضعيتي از علائم فقر در جهان سوم تلقي شده است. در چنين شرايطي (11)نظام تامين اجتماعي و حمايتي مي تواند با تحت پوشش قرار دادن و کنترل شرايط فوق الذکر به عنوان يکي از مهم ترين اهرم هاي برقراري عدالت و کاهش فقر در جامعه عمل نمايد. اين نظام به دو طريق مستقيم و غير مستقيم مي تواند موجب کاهش فقر گردد. اثرات مستقيم آن بصورت حمايت و پرداخت هاي مستقيم و به شکل کمک هاي عائله مندي، ازدواج،غرامت دستمزد،ايام بيماري،غرامت دستمزد ايام بارداري،مقرري بيکاري،مستمري از کار افتادگي، بازنشستگي، بازماندگان و پرداخت بخشي از هزينه هاي درماني افراد تحت پوشش است. از سوي ديگر گستردگي اين نظام بطور غير مستقيم يعني از طريق سرمايه گذاري هاي کلان از حق بيمه هاي دريافتي از بيمه شدگان، زمينه هاي کاهش فقر را بوجود مي آورد. چرا که با فعال شدن بخش اعظمي از پس انداز افراد که نوعي پس انداز اجباري است، جامعه در مسير رشد و توسعه قرار مي گيرد و سرمايه در اموري نظير احداث کارخانه، بيمارستان، و اعطاي تسهيلاتي صرف مي شود که همگي در نهايت با فراهم کردن فرصت هاي شغلي براي افراد جامعه، به کاهش حجم وشدت فقر کمک مي نمايند.

نرخ رشد جمعيت

      در کشورهاي در حال رشد که معمولا در فقر عمومي به سر مي برند، سرعت افزايش جمعيت بيشتر از امکانات اقتصادي، آموزشي و بهداشتي است. خصوصا با بهبود نسبي در وضعيت بهداشتي اين کشورها با کاهش مرگ و مير، از تلفات انساني کاسته شده ولي ضايعات گرسنگي و سو» تغذيه همچنان پا بر جاست. به عبارت ديگر، امروزه تعادل ايجاد شده ميان امکانات و تعداد جمعيت بر اثر مرگ و مير به نفع زنده ماندن به هم خورده است. (12)عدم توازن ميان امکانات زندگي و رشد جمعيت زماني چهره بحراني خود را به معرض نمايش مي گذارد که بدانيم اکثر جمعيت  کشورهاي جهان سوم به لحاظ ساختار سني، مصرف گرا بوده و اساسا نقشي در توليد ندارند. رشد چهار درصدي جمعيت در دهه اول پس از انقلاب اسلامي تحولي اساسي در ساختار و هرم سني کشور ايجاد کرده است; به گونه اي که 37 درصد جمعيت کشور در سال 79 کمتر از 15 سال و 70 درصد آن کمتر از سي سال داشته اند.30 درصد جمعيت کشو دانش آموز، 4/5 ميليون نفر در مقطع متوسطه و 1/5 ميليون نفر دانشجو مي باشند که بيان گر ظرفيت بالقوه و بالفعل تقاضاي کار در کشور مي باشد. طبق پيش بيني ها جمعيت کشور تا سال 83 جمعيت کشور به 67 ميليون نفر  رسيد. در سال 1375 جمعيت در حدود 60 ميليون نفر بوده که طي اين 8 سال، 8 ميليون نفر به جمعيت کشور اضافه مي شود. ورود جمعيت جوان به عرصه کار، فعاليت، ازدواج و تشکيل خانواده نشان مي دهد که پديده هاي جمعيتي، پديده هاي بسيار پايداري هستند و نقش دراز مدتي را ايفا مي کنند. جمعيت جوان ميليوني متضمن نيروي کار جديد است که به معني لزوم حجم عظيمي از فرصت هاي شغلي است.نکته حائز اهميت اين است که با آن که نسبت جمعيت بالقوه فعال در حال افزايش است، به دليل پايين آمدن آهنگ رشد و کاهش باروري، از شدت جوان گرايي جمعيت که در گذشته به آن مبتلا بوديم کاسته شده و ترکيب سني جمعيت به شدت در حال تغيير است. با آن که پيش بيني نشان مي دهد که تا سال 1390 نمي توان به رشدي کمتر از يک درصد رسيد، ولي مي بايست به پديده سالخوردگي نيز انديشيد. به عبارت ديگر پديده سالخوردگي ممکن است در آينده حجم بالايي نداشته باشد اما به سرعت در حال افزايش است.

 

پديده بيکاري

       (13)در وضعيت بيکاري، فرصت هاي شغلي موجود در بازار تامين کننده نياز عرضه کنندگان کار در بازار نيست و در نهايت تعداد کثيري از افراد جامعه بدون دسترسي به يک شغل، مجبور به زندگي در يک وضعيت نامناسب مي باشند. در اين شرايط به علت فقدان درآمد لازم، تقاضاي افراد و خانوارها براي کالا و خدمات کاهش مي يابد و اين خود به محدود شدن بازار و تشديد رکود اقتصادي منجر شده که به نوبه خود موجب گسترش بيکاري و در نتيجه افزايش شدت و حجم فقر در جامعه مي شود. بيکاري و کم کاري هرکدام به دو شکل آشکار و پنهان در کشورهاي فقير خودنمايي مي کند.(14) بيکاري آشکار که به صورت فعال نبودن و عدم اشتغال نيروي کار است، در کشورهاي فقير بيشتر به صورت بيکاري فصلي و مازاد (تکميل شدن ظرفيت اشتغال و ناتواني در پذيرش نيروهاي جديد) ظاهر مي شود. در بيکاري پنهان که به صورت خود اشتغالي و اشتغال خويشاوندي است، توليد نهايي بسيار اندک يا صفر است و در نتيجه حذف افراد از روند کار آسيبي به بازدهي کلي توليد نمي رساند و حتي ممکن است آن را افزايش دهد در کم کاري آشکار نيز فرد به فعاليتي توام با مزد مشغول است، اما زمان کار کمتر از حد متعارف است. از اين رو فرد با توجه به مهارت و تخصص خود امکان پرداختن به شغل دوم را دارد. در کم کاري  پنهان، نيروي کار نمي تواند کاملا از توان خود در کارش برخوردار گردد و درآمد خود را افزايش دهد. در حالي که طي دو دهه پس از انقلاب، هر ساله بطور متوسط 450 هزار نفر به متقاضيان جوياي کار در کشور افزوده شده، ساليانه بطور متوسط تنها 300 هزار شغل جديد ايجاد شده است که مآلا به بيکاري حدود سه ميليون نفر ازنيروي کار در پايان سال 1378 انجاميده است. ادامه اين روند به بيکاري يک سوم نيروي کار بين 8 ميليون نفر در سال 1385 خواهد انجاميد که بالاترين نرخ بيکاري در منطقه است. بنابررشد و افزايش جمعيت بالقوه در ايران، طبق پيش بيني ها تا سال 1400، 15 ميليون نفر به جمعيت افزوده مي شودکه به معني نيروي کار جديد و در نتيجه 15 ميليون فرصت شغلي جديد است. آمار رسمي کشور در سالنامه 1375 هزينه ايجاد يک فرصت شغلي جديد را بطور متوسط حدود 6 ميليون تومان مطرح کرده است. تا سال 1400 نيز 15 ميليون نفر به حجم جمعيتا فزوده مي شود و اين به معناي آن است که بطور متوسط سالانه مي بايست براي 750-800 هزار نفر، فرصت شغلي ايجاد نمود.

 

سرمايه انساني

    (15) سرمايه انساني به مجمو عه اي از مهارت ها، تجارب اجتماعي غني و قابليت هايي که فرد در بازار کار با خود به همراه مي آورد، اطلاق مي گردد. سرمايه انساني کمتر براي يک فرد، خانوار يا جامعه همواره با کارايي کمتر و در نهايت ظرفيت هاي درآمدي پايين تر همراه خواهد بود. چرا که کارفرمايان، تمايل و اشتياق کمتري براي جذب نيروي کار با سرمايه انساني کمتر و حتي پرداخت دستمزد هاي بالاتر به او را دارند. آموزش و تربيت رسمي (آموزش ابتدايي تا دانشگاه)، تحصيلات تخصصي و مهارت هاي فني و حرفه اي همراه با وضعيت سلامت جسماني از اجزاي سرمايه انساني است که منجر به کسب درآمد بيشتر مي شود. بنابر اين مي توان گفت که با سرمايه گذاري بيشتر، موثرتر و کاراتر در سرمايه انساني مي توان زمينه هاي دستيابي به فرصت هاي شغلي مناسب تر و درآمدهاي افزون تر را گسترش داد. به عبارت ديگر افزايش ميزان سرمايه هاي انساني در يک جامعه از طريق افزايش کارايي و بهره وري مي تواند منجر به افزايش توليد، درآمد و بهبود سطح زندگي و در نهايت کاهش حجم و شدت فقر گردد.توجه به عامل انساني از آنجا که ساير عوامل توليد به وي وابسته اند و بسياري از تغييرات کمي و کيفي جامعه، تابع کميت و کيفيت نيروي انساني است، حائز اهميت بسيار است. (16)"منابع انساني... پايه اصلي ثروت ملت ها را تشکيل مي دهند. انسان هاعوامل فعالي هستند که سرمايه ها را متراکم مي سازند، از منابع طبيعي بهره برداري مي کنند، سازمان هاي اجتماعي-اقتصادي و سياسي مي سازند و توسعه ملي را جلو مي برند. (17)به وضوح کشوري که نتواند مهارت ها و دانش مردم خود را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملي به نحو موثري بهره برداري کند، قادر نيست هيچ چيز ديگر را توسعه بخشد. برخي بر اين باورند که نازل بودن رشد اقتصادي جوامع در حال توسعه، ناشي از کمبود سرمايه گذاري در سرمايه هاي انساني است."

 

 

منبع :

http://www.ebtekarnews.com/ebtekar/News.aspx?NID=45466

 

 

 

 

 

نمونه سئوالات تشریحی

 

1-      فقر چیست؟

2-      مهمترین و موثرترین مولفه های فقر چیست؟

3-      طبقه متوسط در جامعه کنونی (جهان سوم) از چه چیزی برخوردار نیستند؟

4-      طبقه متوسط به چند گروه تقسیم می شود ؟

5-      چرا گروه های تهیدست نمی توانند از وضع موجود فرار کنند؟

6-      وجود چه ارگانهایی از نابسامانیها می کاهد یا چه نظامی کمک به کاهش فقر می کند؟

7-      مهمترین عامل در کسب درآمد بیشتر چیست؟

8-      چه رابطه ای بین بیکاری و گروه های در آمدی وجود دارد؟

9-      علت اینکه گروه های پر درآمد بدون فرد شاغل تعریف می شوند چیست؟

10-   از علائم فقر در جهان سوم به نبود چه برنامه هایی در کشور می توان نام برد؟

11-   نظام تأمین اجتماعی و حمابتی به چند طریق می تواند موجب کاهش فقر شود؟

12-   عدم توازن میان امکانات زندگی و رشد جمعیت چه وقت بحرانی می شود؟

13-   چه زمانی تقاضای افراد و خانوارها برای کالا و خدمات کاهش می یابد؟

14-   در کشورهای فقیر بیکاری و کم کاری به چه شکل خود نمایی می کند؟

15-   سرمایه انسانی چیست؟

16-   چرا منابع انسانی در کشورهای پیشرفته  پایه اصلی ثروت ملت ها را تشکیل می دهد؟

17-   آیا نازل بودن رشد اقتصادی جوامع در حال توسعه ناشی از کمبود سرمایه گذاری انسانی است چرا؟

 

پاسخ سئوالات با شماره در متن مشخص شده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 10:17  توسط aghajani  | 

موضوع جامعه شناسی بعنوان یک علم

موضوع جامعه شناسی پدیده اجتماعی است که از زندگی اجتماعی نشات می‌گیرند زیرا در جامعه بوجود می‌آیند. موجودیت مستقل دارند و تغییر و تحول می‌یابند و همچنانکه پدیده‌های زیستی با طبیعی موضوع علوم متفاوتی است. پدیده‌های اجتماعی هم موضوع علوم اجتماعی است. بنابراین هریک از این علوم جنبه‌های خاصی از پدیده‌های اجتماعی را مورد مطالعه قرار می‌‌دهند.

در زبان جامعه شناسی , پدیده اجتماعی به هر واقعیت اجتماعی اطلاق می‌شود که برای همه آشکار بوده ,عینی وملموس باشد. این اصطلاح شامل سازمان‌ها ,موسسات, نهادها و جلوه‌های گوناگون حیات اجتماعی چون هنر, ادبیات , آداب و رسوم , سنت‌ها, آموزش و پرورش , جریانها و پدیده‌های بیشمار دیگری می‌گردد که هر فرد آنها را در خارج از خود می‌یابد.

 

تقسیم بندی جامعه شناسی

جامعه شناسی را ميتوان از لحاظ موضوع کُلی تحقيقی، بر دوگونه تقسيم نمود.

جامعه شناسی انسانی

چون موضوع اصلی آن انسان و خصوصيتهای رفتاری او و تأثير و تأثريست که در روابط متقابل اجتماعی ميپذيرد، بنابراين ويژه گی انسانی نيز در اين مقاله از جنبه های متفاوت مورد بررسی و تبيين واقع ميگردد.

 جامعه شناسی حيوانی

 چنانچه در طول تاريخ گروهی از جامعه شناسان علاقه مند به مطالعات عميقی در زنده گی اجتماعی انسان بوده اند، گروهِ ديگری نيز از جامعه شناسان به مطالعه در زنده گی گروههای اجتماعی حيوانهايی چون: زنبورعسل، مورچه ها، گوزنها، اسبان وحشی و حشره ها پرداخته اند و در اين راه سعی داشته اند چگونه گی روابط اجتماعی را در زنده گی اين گونه حيوانها بررسی و تبيين کنند تا دريابند که چرا در زنده گی اجتماعی زنبورعسل مقررات خاصی از جهت تابعيت وجود دارد و يا چه دلايلی وجود دارد که زنبورعسل لانهء خود را درست مثل زنبورهای عسل در مليونها سال پيش ميسازد در حالی که در حيوانهای ديگر نی تابعيت مانند آن هاست و نی لانه سازی و يا بررسی اين که چرا زنده گی گروهی در گوزنها مانند زنده گی گروهی اسبان وحشی نيست. چون جامعه شناسانی که علاقه مند به مطالعه در زنده گی اجتماعی حيوانها باشند بسيار اندک بوده اند و مطالعه در زنده گی گروهی آن ها در زنده گی انسان اهميت و کاربُرد آن چنانی نداشته است، بنابراين مطالعه در جامعه شناسی حيوانی پيشرفت چندانی نکرده است.

 درست برعکس آنچه که مطالعه در جامعه شناسی انسانی اهميت داشته و در مدت کوتاه عمرش پيشرفت چشمگيری نموده است.

 انواع جامعه شناسی انسانی

جامعه شناسی نظری

 وقتی بدون ارتباط و تماس مستقيم و بودن در محيط زنده گی مردم و ندانستن روابط متقابل اجتماعی با آن ها، به مطالعهء رفتارهای اجتماعی مردم جامعه يی صِرفاً از طريق کتابها و مقاله ها، بپردازيم روش مطالعهء ما جنبهء نظری دارد و علمی را که از اين طريق در زمينه های اجتماعی کسب نموده ايم جامعه شناسی نظری گوييم.

 اين روش مطالعه مقدمه و آغازی برای مطالعهء عينی و عمليست، ولی کافی نيست، زيرا اگر راجع به جامعه يی، در زمينهء رفتارهای اجتماعی مردم آن، کتابهای گوناگونی را مورد مطالعه قرار دهيم و بعد از آن با روشهای علمی تحقيق و مشاهدهء مستقيم و عينی در آن زمينه ها، پژوهشی انجام دهيم، ملاحظه خواهيم کرد که اغلب موارد با مواردی که به طور ذهنی دريافته ايم تفاوت دارد. زيرا شناخت عينی- بررسی وضع رفتاری مردم است بدان گونه که هست، نی بدان گونه که بايد باشد و يا در گذشته بوده است. علت عمده اش نيز در اين است که اولاً، در طول تاريخ و در هر نسل با توجه به تغييرپذيری فرهنگی و اجتماعی رفتارهای اجتماعی انسان نيز ثابت و يکسان باقی نميماند و در هر نسل در تغيير است، البته شدت و ضعف اين تغيير به شدت و ضعف تغييرپذيری فرهنگی و اجتماعی بسته گی دارد.

 ثانياً، برداشت افراد از جوامع در شرايط مختلف متفاوت است، بدين جهت که در شرايط موجود از لحاظ علمی برای جامعه شناسی نظری اعتباری در حد جامعه شناسی عملی نميتوان قايل شد.

 جامعه شناسی عملی

 اگر جامعه شناسان بعد از مطالعه های نظری در مورد جامعه يی، به عضويت فعال به حالت ديناميک گروه درآيند و در آن اجتماع به عنوان عضو فعالی پذيرفته شوند و با ايجاد رابطهء مستقيم با گروه تن به کُنش و واکُنش متقابل دهند و قادر شوند تا واقعيتهای زنده گی اجتماعی مردم آن جامعه را درک نموده و توجيه و تحليل نمايند، گوييم به مطالعهء عملی جامعه شناسی پرداخته اند. البته اين واقعيتها ممکن است برای هرکس از لحاظ نوع استدلال و استنتاج تفاوت کند ولی تفاوت آن چندان بارز و چشمگير نيست. اين نکته را نبايد فراموش کرد که جامعه شناسی نظری و عملی مکمل و لازم و ملزوم يک ديگر اند، زيرا هر شناخت ذهنی ميتواند مقدمه و آغازی برای هر تحقيق عينی باشد.

 جامعه شناسی عملی در طول قرن «19 تا 20» بيشتر مورد توجه واقع شد و پيشرفت نمود و تاکنون در شاخه های متعددی مورد تحقيق، توجيه و تحليل واقع گرديده است.

 جامعه شناسی خانواده

 کارِ عمده اش بررسی منشأ خانواده، تحول و تغيير نظام خانواده از ابتدای زنده گی اجتماعی انسان تاکنون، اقسام خانواده، چون خانواده های پدرسالاری و يا مادرسالاری- خانواده های پدرتباری و يا مادرتباری. خانواده های پدربومی و يا مادربومی- خانواده های پدرنامی و يا مادرنامی، که شرح هر يک از انواع خانواده های فوق الذکر در بخش جامعه شناسی خانواده به تفصيل خواهد آمد.

 جامعه شناسی روستايی

 روش اصلی مطالعه در اين زمينه عبارت است از پژوهشهايی در چگونه گی پيدايش روستاها، رشد روستا و سيستم اقتصادی حاکم بر روستا و نظام اجتماعی آن و مطالعه در زمينهء وجود روابط انسانی بين مردم روستا و معيارهای ارزش اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر روستاها و قشربنديهای اجتماعی روستاهاست.

 جامعه شناسی شهری

 که به چگونه گی پيدايش شهرها، رشد شهرها، از لحاظ افقی و عمودی و اثرهای اين رشد بر روابط اجتماعی، انسانی مردم و عوامل جذب و يا دفع جميعت را نيز مورد مطالعه قرار ميدهد. هم چنين مطالعهء اينکه، آيا وجود کارخانه ها و مؤسسه های اجتماعی و سازمانهای فرهنگی و علمی چون دانشگاهها و مراکز تحقيقاتی و يا وزارتخانه ها و وجود خدمتهای رفاهی که از عوامل جذب جميعت هستند، اگر هر يک در شهرهای مختلف و کم توسعه يافته تأسيس گردند، بيشترين جميعت يک کشور در يک شهر بزرگ متمرکز نخواهد شد. در جامعه شناسی شهری نيز علل و عوامل پيدايش شهرها در کنار رودخانه و دره های حاصلخيز در گذشته و در زمان حال در کنار مراکز صنعتی و تجارتی مورد بحث و تحقيق قرار ميگيرد. هم چنين به مطالعهء شهرها و نوع مناسبات اجتماعی مردم قبل و بعد از صنعتی شدن ميپردازد.

 جامعه شناسی اقتصادی

 به مطالعهء عوامل اجتماعی مؤثر در رشد اقتصادی و يا عقبنگهداشته شده گی اقتصادی ميپردازد و اثرهای اين رشد و يا عقبنگهداشته شده گی را در توليد، توزيع و از اين دو مهمتر در روابط انسانی و اجتماعی مردم مورد پژوهش قرار ميدهد. هم چنين به چگونه گی و ميزان تأثير عوامل اجتماعی مؤثر در رشد اقتصادی که عبارت اند از: آموزش و پرورش، فرهنگ، دين و خانواده که نهادهای اجتماعی سازنده يی هستند، ميپردازد. همچنين به عوامل اجتماعی، اقتصادی، سياسی و حقوقی مؤثر در توليدات اقتصادی و چگونه گی توزيع و نوع مصرف و توزيع عادلانه يا غيرعادلانه سود ناشی از توليدات اقتصادی، کارِ ديگر جامعه شناسی اقتصاديست.

 جامعه شناسی سياسی

 کارِ جامعه شناسی سياسی بررسی عوامل اجتماعی مؤثر در انديشه های سياسی و تحولهای آن است. هم چنين به بررسی اثرهای آزادی و يا ديکتاتوری در تحول انديشه های سياسی و حرکتهای اجتماعی ميپردازد، بررسی پيدايش احزاب و نقش آن ها در تربيت سياسی مردم، حکومت و دولت رابطهء دولت و ملت نقش و مسؤوليت دولت در برابر ملت و وظيفهء ملت در برابر دولت، منشأ قدرت و حاکميت نيز کار جامعه شناسی سياسيست.

 جامعه شناسی صنعتی

 به مطالعهء عوامل اجتماعی مؤثر در رشد يا عدم رشد صنعت و انواع جوامع صنعتی و غيرصنعتی پرداخته، روابط کارگر و کارفرما و کارکنان خدمتها در رابطه با توليد و کار روزانه، آموزش و صنعت، صنعت و خانواده، مديريت صنعتی، نوع و روش عرضهء توليدات صنعتی به بازارهای داخلی و خارجی، هم چنين بررسی عوارض جوامع صنعتی مانند، {اعتياد، الکهوليزم، ازدياد جرم و خيانت، بيکاری و کار} و بررسی رابطه بين صنعت و ضعف اخلاق و افزايش انحرافهای اجتماعی و پيةدايش مسايل اجتماعی ناشی از آن را مورد مطالعه قرار ميدهد. هم چنين بررسی اينکه هرکشوری با توجه به امکانهای اقتصادی، سياسی و اجتماعی ميتواند در صنايع به خصوصی چون {صنايع سنگين يا سُبُک} سرمايه گذاری کند و اينکه آيا سرمايه گذاری در صنايع سنگين و سُبُک ميتواند هم زمان در کشوری داير و رشد يابد، کار جامعه شناسی صنعتيست. کدام يک از لحاظ اقتصادی يا اجتماعی به صرفه تر است؛ از کدام يک، جامعه يی ميتواند بيشتر استفاده کند، يا از آن آسيب پذير گردد؛ که همهء اين موارد نيز کار جامعه شناسی صنعتيست.

 جامعه شناسی حقوقی

 هدف عمدهء جامعه شناسی حقوقی بررسی وضع قوانين و چگونه گی اجرای آن است، مقايسهء قوانين در جوامع مختلف و احتياج به تغيير قوانين و نوع تغيير آن ها در زمانها و مکانهای متفاوت هدف ديگر جامعه شناسی حقوقيست. بررسی ضرورت تغيير قوانين به علت تغيير معيارهای ارزش اجتماعی، زيرا برخی از قوانين که هم اکنون مورد قبول مردم است، چندسال ديگر ممکن است با توجه به تغيير شرايط فرهنگی اجتماعی مورد قبول آن ها نباشد، بنابراين جامعه شناسی حقوقی نيز در جوامع در حال تحول بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد.

 جامعه شناسی آموزش و پرورش

 به مطالعهء عوامل اجتماعی مؤثر در پيشرفت و عقبمانده گی آموزشی ميپردازد. چون آموزش و پرورشِ ايجاد دگرگونيهای مطلوب با توجه به تحولهای همان جامعه است و هدف عمده اش برآوردن احتياجهای اجتماعی آن جامعه بايد باشد. در جامعه شناسی آموزش و پرورش تأثير آموزش در خصوصيتهای اخلاقی، اجتماعی و رفتاری انسان بررسی ميگردد، هم چنين به رابطهء محيط طبيعی و اجتماعی و فرهنگی با آموزش توجه ميگردد و اين نکته را که روش آموزش شهری و روستايی بايد با يک ديگر تفاوت داشته باشد، مورد بررسی قرار ميدهد. هم چنين مسألهء سياست را که در هدفهای آموزشی تأثير بسيار دارد و اين مطلب را که کشورهايی که برنامهء آموزشی آن ها را کشورهای بيگانه تعيين ميکنند، در فقر آموزشی به سر خواهند بُرد، مورد مطالعه قرار ميدهد.

 زيرا خوب ميدانيم که اگر مسايل آموزش و پرورش جامعه يی از جنبه های اجتماعی مورد بررسی و تحقيق قرار گيرد و با جنبه های اجتماعی جوامع ديگر مقايسه گردد تا تعيين گردد که در چه درجه يی از پيشرفت قرار دارد اين گونه بررسی را مطالعهء تطبيقی در جامعه شناسی آموزش و پرورش ميگويند و يا اگر بخواهيم بدانيم که از چه راه و به چه طريق بايد اجتماع موجود را اصلاح کرد تا به پيشرفت و رفاه اجتماعی رسيد و در نهايت عدالت اجتماعی را تأمين کرد، برای اين منظور جامعه شناسی مجبور است به نهاد آموزش و پرورش از جنبه های مختلف توجه داشته باشد. بديهيست که برنامه ريزی در هر يک از زمينه ها موقعی صحيح تحقق خواهد پذيرفت که بر پايهء آموزش و پرورش صحيح متکی باشد. بديهيست که مطالعه در اين مورد و اخذ تصاميمِ مناسب در هر جامعه بر عُهدهء جامعه شناسی آموزش و پرورش است.

 جامعه شناسی اديان

 جامعه شناسی اديان به مطالعه و بررسی مبدأ و منشای اديان در جهان، از آغاز تاکنون ميپردازد. مطالعهء تطبيقی در اديان مختلف در طول تاريخ بر عُهدهء جامعه شناسی اديان است. هم چنين به بررسی و مطالعه در زمينهء نياز انسان و جامعه به دين، تأثير دين در جامعه و تحولهای اجتماعی، تأثير دين در اخلاق و خصوصيتهای اخلاقی و معنويت در جوامع انسانی ميپردازد. هم چنين مطالعه در انواع اديان و شناخت اديان رسمی از غيررسمی در طول تاريخ، کار عمدهء تاريخ اديان و جامعه شناسی اديان است.

 جامعه شناسی معرفتی

 جامعه شناسی معرفتی در زمينهء آگاهی و شناخت انسان در طول تاريخ و مقايسهء پيشرفتهای فکری و ايديالوژيکی مردم جامعه و سير تحول انديشه های اجتماعی و متفکران اجتماعی و به مطالعه و بررسی ميپردازد. هم چنين نقش متفکران اجتماعی را در تحول و ساخت جامعه و آگاهی مردم نسبت به تحولهای اجتماعی را مورد مطالعه قرار ميدهد.

 جامعه شناسی هنر

 تأثير عوامل اجتماعی در پيشرفت هنر، سير تحول هنر از ديدگاههای مختلف و در زمينه های متفاوت، کار جامعه شناسی هنر است. هم چنين تأثير هنر در اجتماع و تحقيق در زمينهء ارايهء هنرهای خاص در جوامع خاص و نياز جامعه به هنرهای مطلوب انسان، کارهای هنری و انواع هنر نيز بر عُهدهء جامعه شناسی هنر است.

 جامعه شناسی انحرافهای اجتماعی (جُرم شناسی)

 به مطالعه و بررسی علل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تربيتی در کجرويهای اجتماعی و ارتکاب جرايم و بی بند و باريهای اجتماعی ميپردازد. هم چنين در اين شاخه از جامعه شناسی سعی ميشود که دريابند ريشه ها و منشای جرايم در کدام يک از جنبه های زنده گی اجتماعی انسان وجود دارد و يا دريابد که جرم چيست و مجرم کيست. ضمن شناخت علل و عوامل انحرافهای اجتماعی به اثرها و عوارض روانی و اجتماعی ناشی از انحرافها توجه ميکند و در نهايت سعی دارد ضمن شناخت علل، عوارض و اثرهای کجروی راه حلهای مناسب جهت کاهش و از بين بُردن کجرويهای اجتماعی را به منظور بهبود اوضاع اجتماعی بيان کند. هم چنين رابطهء فقر و بيسوادی و تأثير هر يک در انحرافهای اجتماعی و سرايت بيماريهای اجتماعی را مورد مطالعه و تحقيق قرار ميدهد

همچنین جامعه شناسی را می توان از لحاظ میزان تغییر و دگرگونی جامعه به دو دسته تقسیم نمود که عبارتند از :

1- جامعه شناسی ایستا   Social Static:

از نظر کنت منظور از جامعه شناسی ایستا عبارت است مطالعه جامعه ایی که شرایط سکون و آرامش را داراست . به تعبیر دیگر جوامع در حال سکون و آرامش در حوزه مطالعاتی جامعه شناسی ایستا قابل شناسایی است. مهمترین پدیده مورد مطالعه جامعه شناسی ایستا انسجام اجتماعی و نظم اجتماعی است .

2-  - جامعه شناسی پویا   Dynamic Social:

از نظر کنت جامعه شناسی پویا به مطالعه جامعه در حال تغییر و در حال دگر گونی    می پردازد . مهمترین پدیده مورد مطالعه چنین جوامعی انقلاب های اجتماعی است. در بحث مکاتب جامعه شناسی تنها مکتب و تنها نظریه پردازی که به دنبال ایجاد اصول و اهداف جامعه شناسی پویا بود، مکتب تضاد و از میان این مکتب کارل مارکس بود . مارکس تنها شخصیت برجسته مکتب جامعه شناسی شناخته شده است. وی همواره به دنبال اعمال شرایطی بود تا به سبب آن بتواندزمینه های بروز انقلابات اجتماعی را در جوامع ایجاد کند.

 

جامعه شناسی از لحاظ روش

روش جامعه شناسي ، از زماني که اگوست کنت جامعه شناسي را مدون کرده و نام خاصي بر آن نهاد درباره بهترين طريقه مطالعه امور اجتماعي بين دانشمندان اختلاف شده و نتيجةً بدو دسته کاملاً مخالف تقسيم شده اند طبق نظريه دسته اول که گابريل تارد و پل لاکمب نماينده نامي آنان هستند. جامعه شناسي تابع روان شناسي است و بايد به کمک تاريخ وارسي و تحقيق شود. و طبق نظريه دوم که دورکيم و اگوست کنت نمايندگان آن ميباشند جامعه شناسي بکلي علمي مستقل و مجزي از روانشناسي است و روش آن بر پايه مشاهده امور و آزمايش گذاشته شده است و اگر امور اجتماعي گذشته مورد تحقيق باشد، تاريخ وسيله کارخواهد بود و در صورتي که منظور امور اجتماعي زمان حال باشد از علم آمار که همه امور را به ترتيبي معين دنبال هم مي آورد و نتيجه را با جدولها و منحني هائي نمايش ميدهد استفاده ميشود. آزمايش در تمام شعب جامعه شناسي بکار ميرود و ضرورتي که براي تغيير دادن برنامه هاي فرهنگي و قوانين قضائي و اصول اقتصادي و جز آن در جامعه احساس ميشود نتيجه آزمايشهائي است که خواه ناخواه از آنها بعمل آمده است .

 

ریخت شناسی

پدیده‌های اجتماعی بطور کلی شامل تمام امور وپدیده‌هایی می‌گردد که دارای ویژگی جمعی بوده واجزاء و عناصر مختلف تشکیل دهنده‌ جامعه انسانی محسوب می‌گردند این امور را می‌توان در سه دسته امور مربوط به مرفولوژی اجتماعی (ریخت شناسی اجتماعی),امور مربوط به ساخت درونی جامعه (فیزیولوژی اجتماعی) و امور مربوط به رفتارهای گروهی و جمعی به عنوان جامعه شناسی عمومی (شامل هیجانات و جریانات اجتماعی)جای داد .

مرفولوژی اجتماعی یا ریخت شناسی اجتماعی  : شناخت شکل جامعه که هیأت و شکل خارجی جامعه و اساس جغرافیائی و حجم و بسط و چگونگی تمرکز و پراکندگی جمعیت را مطالعه میکند و یک نوع جغرافیای انسانی است که با نظر کلی تر مسائل مربوط را مورد بررسی قرار میدهد.

معرفت الاعضاء جامعه شناسی

در اين روش ساخت جامعه و اعضاء و عناصر تشكيل دهنده آن ، جلوه هاي متنوع حيات اجتماعي ، اقتصادي و سياسي ، و ساخت قدرت و ... مورد بررسي قرار مي گيرد و روابط آن با ديگر پديده هاي اجتماعي تبيين مي شود

 

جامعه شناسی عمومی

 در این قسمت نتائجی را که علوم اجتماعی خصوصی بوسیله ٔ تحلیل فراهم آورده است تألیف و ترکیب کرده قوانین کلی راجع به جوامع را معلوم میسازد.

جامعه شناسی عمومی مربوط به رفتارهای گروهی و جمعی شامل هیجانات و جریانات اجتماعی می گردد.

در این رویکرد توجه به اموری نظیر گروه، ساختار، تاریخ جوامع و فرهنگها صورت می گیرد.

جامعه شناسی از لحاظ نظری

جامعه شناسی نظری (محض) به شاخه ای از جامعه شناسی اطلاق میشود که هدف از آن نظریه پردازی دربارۀ پدیده ها و وقایع اجتماعی است.

جامعه شناسی از لحاظ کاربرد

جامعه شناسی کاربردی (Applied Sociology) شاخه ای از جامعه شناسی است که با استعانت از نظریه ها، اصول و روش های تحقیق جامعه شناسی به تحلیل و بررسی مسائل عدیدۀ اجتماعی و پیشنهاد برای حل آن مسائل میپردازد

جامعه شناسی از لحاظ موضوعی

جامعه شناسی موضوعی مستقل از فرد و نیاز است.

موضوع جامعه شناسی موضوعی است تجربی ، جامعه شناسی موضوع خاص و متمایز از علوم دیگر دارد که این موضوع تجربی هم است  زیرا امر اجتماعی قابلیت تجربه پذیری را هم دارد .

اگر تاريخ جامعه شناسي را بطور كلي از پيدايش انديشه اي ابن خلدون تا عصر حاضر در حوزه هاي گوناگون دنبال كنيم‘ با تنوع موضوعات در اين علم روبه رو خواهيم بود. جامعه شناسان در اين دوره طولاني تاريخي در بيان طرح موضوعات گوناگون براي جامعه شناسي بوده اند. عده اي نيز تلاش در ارتباط‘ قرابت و همگرائي بين موضوعات جامعه شناسي داشته اند. بطور طبيعي ما با حوزه هاي متعدد جامعه شناسي نيز روبرو بوده كه حداقل سعي در وحدت موضوع علمي و يا دوري نمودن از كثرت بسيار در موضوعات داشته اند مباحث در باب تنوع حوزه ها‘ موضوعات و مباحث در جامعه شناسي به اندازه اي براي بعضي از جامعه شناسان جدي تلقي شده است كه اين شرط را بعنوان نشانه هاي بحران در جامعه شناسي قلمداد كرده اند.

جامعه نیز تنها از گرد آمدن ساده افراد تشکیل نیافته بلکه دارای وجدان و روحی جمعی است و مطالعه جلوه های وجدان جمعی ( حالات روحی و عاطفی جمع ) را می توان موضوع علم جامعه شناسی دانست

جامعه شناسی از لحاظ هدف

·   هدف يا رسالت جامعه شناسي مطالعه، بررسي و توضيح و فهم اين است كه چرا و چگونه جامعه در يك شرايط و وضع عادي قرار گرفته و نهادهاي مختلف آن كار كردهاي خود را انجام مي دهند.

·    وظيفه و رسالت جامعه شناسان كشف و شناساندن روابط ميان «حقايق» يا «واقعيت هاي اجتماعي» است. درست همان طور كه در علوم كاربردي يك فيزيكدان روابط علت و معلولي ميان پديده هاي مادي در طبيعت را كشف و شناسايي مي كند.

·         هدف جامعه شناسي درك، تبيين، شناخت جامعه و مناسبات اجتماعي است.

·         هدف اصلي جامعه شناسي درك، شناخت و فهم معنا و مفهوم رفتارهاي اجتماعي ما انسان ها ست.

سوالات

 

1-    موضوع جامعه شناسی کدام است ؟

الف) انسان و بقیه جانداران

ب) رفتاریهای اجتماعی

ج) پدیده اجتماعی

د) هنجارها و ناهنجاریهای اجتماعی

 

2-    جامعه شناسی به طور کلی به دسته های .... و .... تقسیم می شود.

الف) انسانی و حیوانی

ب) فرهنگی و اجتماعی

ج) جوانان و خانواده

د) هیچکدام

 

3-    از لحاظ دگرگونی و تغییر در جوامع جامعه شناسی به چه دسته هایی تقسیم می شود؟

الف) انسانی و حیوانی

ب) فرهنگی و خانواده

ج) موارد الف و ب

د) ایستا و پویا

 

4-    کدام تعریف برای جامعه شناسی نظری صحیح می باشد؟

الف) جامعه شناسی نظری (محض) به شاخه ای از جامعه شناسی اطلاق میشود که به ارائه نظر در مورد جوامع می پردازد.

ب) جامعه شناسی نظری (محض) به شاخه ای از جامعه شناسی اطلاق میشود که هدف از آن نظریه پردازی دربارۀ پدیده ها و وقایع اجتماعی است

ج) جامعه شناسی نظری (محض) به شاخه ای از جامعه شناسی اطلاق میشود که در کاربرد نظریه های اجتماعی در مورد پدیده های اجتماعی تاثیر دارد.

د) همه موارد فوق

 

5-  هدف از جامعه شناسی (جامعه شناسی از لحاظ هدف) چیست؟

          الف) کشف روابط علت و معلولی میان حقایق و واقعیت های اجتماعی

          ب) درک و شناخت جامعه و مناسبات اجتماعی و معنا و مفهوم رفتارهای اجتماعی

          ج) فهم اینکه چرا و چگونه جامعه ای در وضعیت خاص(عادی) قرار گرفته است

          د) همه موارد فوق

 

6-                کدام تعریف در مورد ریخت شناسی اجتماعی( مرفولوژی اجتماعی) صحیح می باشد؟

الف) شناخت شکل جامعه که هیأت و شکل خارجی جامعه و اساس جغرافیائی و حجم و     بسط و چگونگی تمرکز و پراکندگی جمعیت

ب) شناخت شکل و ترکیب داخلی جامعه

ج) شناسایی ترکیب جامعه از نظر نحوه زندگی

د) هیچ کدام

 

7-  جامعه شناسی عمومی مربوط به رفتارهای ....... شامل هیجانات و جریانات ...... می گردد.

          الف) فردی- درونی

          ب) گروهی و جمعی- اجتماعی

          ج) فردی- اجتماعی

          د) سازمانی- اجتماعی

 

 

 

گردآورندگان:

 

گروه 6

معصومه صدیقی

فرشته بائوج لاهوتی

افسانه حسین زاده

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 9:53  توسط aghajani  | 

تاریخچه



جامعه شناسی                                                                               

 

جامعه شناسی مطالعه قوانین و فرایندهای اجتماعی است که مردم را نه تنها به عنوان افراد و اشخاص بلکه به عنوان اعضاء انجمنها ،گروهها و نهادهای اجتماعی شناسانده و مورد بررسی قرار می دهد .جامعه شناسی مطالعه زندگی اجتماعی گروهها و جوامع انسانی است.مطالعه ای هیجان انگیز و مجذوب کننده که موضوع اصلی آن رفتار خود ما به عنوان موجودات اجتماعی است .دامنه جامعه شناسی بینهایت وسیع است و از تحلیل برخوردهای گذرا بین افراد در خیابان تا بررسی فرایندهای اجتماعی جهانی را در بر می گیرد.

·        

·        

·         روشهای تحقیق و پژوهش در جامعه شناسی

·        

·        

·        

·         جامعه شناسی را می توان به عنوان بررسی علمی زندگی گروهی انسانها تعریف کرد.جامعه شناسان در واقع می کوشند تا آنجا که ممکن است این نکته را به دقت و به گونه ای عینی توصیف و تبیین کنند که انسانها چرا و چگونه در گروهها با یکدیگر رابطه دارند.

·     یکی از اهداف عمده جامعه شناسی پیش بینی رفتار اجتماعی و نظارت بر آن است. این هدف در جامعه نوین بصورتهای گوناگونی تحقق می یابد. همچنین جامعه شناسی به تخفیف تعصبها و پیشداوریهایی که مانع انعطاف پذیری بیشتر انسانها در برخورد با موقعیتهای تازه می شوند، کمک می کنند.

·     سرانجام باید گفت که بررسی جامعه شناختی شیوه های نگرش و واکنش نوینی را در برخورد با سیمای پیوسته متغیر واقعیت اجتماعی، برایمان فراهم می آورد.




تاریخچه

 

·     جامعه شناسی جوان ترین رشته علوم اجتماعی است. واژه جامعه شناسی را در سال 1838 اگوست کنت فرانسوی در کتاب فلسفه اثباتی اش بدعت گذاشت .کنت را عموما بنیانگذار جامعه شناسی می دانند. او معتقد بود که علم جامعه شناسی باید بر پایه مشاهده منتظم و طبقه بندی استوار گردد.

·     هربرت اسپنسر انگلیسی در سال 1876 نظریه تکامل اجتماعی را تحول بخشید که پس از پذیرش و رد اولیه ، اکنون بصورت تعدیل شده دوباره پذیرفته شده است. اسپنسر نظریه تکاملی داروین را در مورد جوامع بشری به کار بسته بود. او معتقد بود که جوامع انسانی، از طریق یک تکامل تدریجی، از ابتدایی به صنعتی تکامل می یابند. او در نوشته هایش یادآور شده بود که این جریان یک فراگرد تکاملی طبیعی استکه انسانها نباید در آن دخالت کنند.

·     لستر وارد آمریکایی کتاب جامعه شناسی پویا را در سال 1883 منتشر کرد. او در این کتاب از پیشرفت اجتماعی از طریق کنش اجتماعی با هدایت جامعه شناسان ، هواداری کرد.

·     امیل دورکیم در 1895 کتاب قواعد روش جامعه شناسی را منتشر کرد و در آن ، روشی را که در بررسی ماندگارش از خودکشی در گروههای گوناگون به عمل آورده بود، به روشنی شرح داد. دورکیم یکی از پیش گامان تحول جامعه شناسی است. او سخت بر این باور بود که جوامع بشری با باور داشتها و ارزشهای مشترک اعضایشان انسجام می یابند.

·     ماکس وِبِر (1920-1864)معتقد بود که روشهای علوم طبیعی را نمی توان درباره مسائل مورد بررسی در علوم اجتماعی بکار بست. وبر استدلال می کرد که چون دانشمندان اجتماعی جهان اجتماعی محیط زندگی خودشان را بررسی می کنند، همیشه قدری برداشت ذهنی در بررسیهایشان دخالت دارد. او معتقد بود که جامعه شناسان باید فارغ از ارزشهایشان کار کنند و هرگز نباید اجازه دهند که تمایلات شخصی شان در پژوهشها و نتیجه گیریهایشان دخالت کنند.

·     درس جامعه شناسی در دهه 1890 در بسیاری از دانشگاهها ارائه شد. در 1895، مجله آمریکایی جامعه شناسی انتشارش را آغاز کرد و در 1905 انجمن جامعه شناسی آمریکا بنیان گذاشته شد.



متفکران و بزرگان جامعه شناسی

·         فارابی و جامعه شناسی

·         ابن خلدون

·         مونتسکیو

·         اگوست کنت

·         کارل مارکس

·         آلکسی دوتوکویل

·         امیل دورکیم

·         ویلفردو پارتو

·         ماکس وبر

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 6:36  توسط aghajani  |